برگردان به زبان ساده
عمرم همه در آرزوی روی تو بگذشت
و آشفتگی حال من از موی تو بگذشت
هوش مصنوعی: تمام عمرم در آرزوی دیدن چهرهات گذشت و حال و روز ناپسند من به خاطر موهای تو به این حال درآمد.
افسوس بر آن نیست که بگذشت مرا عمر
افسوس بر آن است که بی روی تو بگذشت
هوش مصنوعی: متاسفانه عمر من سپری شد، اما افسوس من به خاطر این است که این عمر در غیاب تو گذشت.
خون شد دلم از حسرت و از دیده بپالود
چون در دل من غمزه جادوی تو بگذشت
هوش مصنوعی: دل من به خاطر حسرت و غم بسیار غمگین و خونین شده است. هنگامی که زیبایی و جذابیت تو در دل من گذشت، چشمانم پر از اشک شد.
در حسرت خاک سر کوی تو شدم خاک
بادا خنک آن باد که در کوی تو بگذشت
هوش مصنوعی: من به شدت علاقهمند و آرزومندم که در خاک و سرزمین تو باشم. خوشا به حال آن نسیمی که از کنار تو عبور کرده است.
چون ماه نُوَش خلق به انگشت نمایند
آن را که خم پشت ز ابروی تو بگذشت
هوش مصنوعی: وقتی که ماه نو ظاهر میشود، مردم آن را با انگشت نشان میدهند؛ اما این زیبایی و جذابیت، به قدری است که کسی که بر اثر ابروهای تو کمرش خم شده، آن را فراموش میکند.
در رُفتن خاک ره و بوسیدن پایت
باد سحر از حلقه گیسوی تو بگذشت
هوش مصنوعی: پرواز باد سحر از کنار گیسوان تو میگذشت، در حالی که من در غبار راه تو بودم و پای تو را میبوسیدم.
در چشم جلال است جهان تیره و دلگیر
تا در نظرش طرّه هندوی تو بگذشت
هوش مصنوعی: در چشم زیبایی او، جهان تاریک و غمانگیز به نظر میآید، تا زمانی که موهای زیبای تو از برابر دیدگانش بگذرد.