برگردان به زبان ساده
«یعلم اللّه» که مرا از تو شکیبایی نیست
طاقت روز فراق و شب تنهایی نیست
هوش مصنوعی: خدا میداند که من نمیتوانم تحمل کنم؛ روزهای جدایی و شبهای تنهایی برایم بسیار سخت است.
دین و دنیا چه بود وصل تو خواهم که مرا
هیچ کامی دگر از دینی و دنیایی نیست
هوش مصنوعی: من جز وصال تو هیچ خواستهای از دنیا و دین ندارم.
ناگهت در گذر خلق بگیرم روزی
تشنه و آب روان جای شکیبایی نیست
هوش مصنوعی: روزی در میان مردم دیدم که تشنه هستند و آب جاری در دسترس نیست، در آن لحظه صبر و شکیبایی جایی ندارد.
عاشقان را که سر کوی ملامت جای است
غم بدنامی و اندیشه رسوایی نیست
هوش مصنوعی: عاشقان، در مکانی که مورد سرزنش قرار میگیرند، هیچ نگران بدنامی و رسوایی نیستند.
خلق گویند که زیباتر از این یاری گیر
در جهان گشتم و مثل تو به زیبایی نیست
هوش مصنوعی: مردم میگویند که در دنیا کسی زیباتر از تو پیدا نمیشود و هیچ کس را به زیبایی تو نمیتوان یافت.
نه من سوخته سودای تومی ورزم و بس
هیچ سر نیست که در عشق تو سودایی نیست
هوش مصنوعی: من فقط به خاطر محبت و آرزوی تو میسوزم و بس، و هیچ کسی نیست که در عشق تو آرزویی نداشته باشد.
خونم از دیده بپالود و کنون در تن من
آنقدر خون که بدان دست بیالایی نیست
هوش مصنوعی: چشمانم از اشک پر شده و اکنون در بدن من آنقدر خون وجود دارد که نتوانی آن را با دست لمس کنی.
داشتم یک دل و بردی دگرت چیست مراد
هر زمانم دلی از نو که تو بربایی نیست
هوش مصنوعی: من یک دل داشتم و تو آن را بردی، اکنون چه چیز دیگری میخواهی؟ هر بار که دلی دارم، تو آن را دوباره از من میگیری و دیگر چیزی برایم نمیماند.
سخن عشق چه گویی بر نااهل جلال
چه کشی سرمه در آن دیده که بینایی نیست
هوش مصنوعی: در مورد عشق با کسی که درک نمیکند چه میتوان گفت؟ چه فایدهای دارد که در چشمانش داروی بینایی بگذاری وقتی که او قادر به دیدن نیست؟