برگردان به زبان ساده
دلبر نرفت بر سر عهد و وفا هنوز
در سینه کینه دارد و در سر جفا هنوز
هوش مصنوعی: معشوق به وعده و قول خود وفا نکرده و هنوز در دلش کینهای دارد و در فکر او نیز جفایی باقی مانده است.
بس فتنه ها که خاست ز چشمان شوخ او
وان شوخ چشم می ننشیند ز پا هنوز
هوش مصنوعی: چشمهای بازی که او دارد، باعث به وجود آمدن مشکلات و فتنههای زیادی شده است، اما این چشمهای بازی هنوز هم از حرکات و جلوههایش فاصله نگرفته و نمینشیند.
گر درد من ازو و دوایم ز دیگری ست
یک درد ازین مرا بِهْ از آن صد دوا هنوز
هوش مصنوعی: اگر درد من به خاطر او باشد و درمانم در جای دیگری پیدا شود، باز هم داشتن یک درد از این بهتر است که صد درمان از آن داشته باشم.
زان روشن است دیده بختم که می کند
از خاک آستانه او توتیا هنوز
هوش مصنوعی: چشمانم به خاطر روشنی و خیر آنجا، احساس خوشبختی میکند که هنوز گرد و غبار آستانه او را میبیند.
یک دم نسیم با دم او همدمی گزید
زان دم معطّر است نسیم صبا هنوز
هوش مصنوعی: لحظهای نسیم با نفس او همراهی کرد و بهخاطر آن لحظه، هنوز هم نسیم صبا معطر است.
یک قطره خوی ز عارض او بر زمین چکید
جان می دمد ز خاک به جای گیا هنوز
هوش مصنوعی: یک قطره از خوی او بر زمین افتاد و باعث شد که زندگی دوباره به خاک بازگردد، همچنان که گیاهان رشد میکنند.
بر در همی زنم سر و می آیدم به گوش
کز آستان ما بنرفت این گدا هنوز
هوش مصنوعی: من به در میکوبم و به گوش میرسد که این گدا هنوز از آستان ما دور نشده است.
روزی تن جلال چو گردد اسیر خاک
جانش به درد عشق بود مبتلا هنوز
هوش مصنوعی: روزی که بدن با عظمتش به دست خاک گرفتار شود، روحش همچنان به عشق مبتلا و دچار درد خواهد بود.