برگردان به زبان ساده
در خشم رفت و خوش نشد آن تندخو هنوز
باقی ست در میانه ما گفت و گو هنوز
هوش مصنوعی: او در عصبانیت رفت و هنوز هم که هنوز است، آن فرد تندخو در میان ما باقی مانده و گفتوگو ادامه دارد.
چندان که پای سرو گیا بوسه می دهد
او می نیاورد به گیا سر فرو هنوز
هوش مصنوعی: آنقدر که پای درخت سرو بوسه میزند، او همچنان سر خود را به سمت درخت نمیآورد.
ذکر بهشت و دوزخ آن کس کند که نیست
آگه ز آتش من و از حسن او هنوز
هوش مصنوعی: کسی درباره بهشت و دوزخ صحبت میکند که از حال و هوای عشق و درد من و زیبایی محبوبم خبری ندارد.
بر هر زمین که باد بَرَد بوی زلف او
بعد از هزار سال بود مشکبو هنوز
هوش مصنوعی: هوا در هر مکانی که وزش باد داشته باشد، بوی زلف او را به همراه میآورد و حتی پس از هزار سال این عطر هنوز خوشبو و معطر باقی مانده است.
آمد به سر در آرزوی وصل عمر من
وز سر به در نمی رود این آرزو هنوز
هوش مصنوعی: زندگی من با آرزوی وصال تو شروع شده و این آرزو هنوز از سرم نمیرود و همچنان در دل دارم.
گر فی المثل سپهر شود او در علوّ و قدر
پشتم بود ز محنت عشقش دو تو هنوز
هوش مصنوعی: اگر به فرض آسمان در عظمت و مقام بلند شود، من همچنان از درد عشق او در پشتم قرار دارم و هنوز به یاد او هستم.
گرچه بسوخت بال و پر از تف شمع عشق
پروانه کم نمی کند از جُست و جو هنوز
هوش مصنوعی: با اینکه عشق مانند شعلهای سوزاننده بال و پر پروانه را میسوزاند، اما این عشق هیچگاه از تلاش و تلاشگریزی پروانه نمیکاهد.
شاخ گل امید بخوشید از انتظار
وان آب رفته را بنیامد به جو هنوز
هوش مصنوعی: شاخ گل امید از انتظار به زودی شکوفا نمیشود و آن آبی که رفته، هنوز به جوی بازنگشته است.
روزی که روزگار گِلم را سبو کند
لب تشنه لب تو بود آن سبو هنوز
هوش مصنوعی: روزی که زمان ستمهای من را در جعبهای بیندازد، دلم تنها به تو در آنجا خواهد بود و آن جعبه همچنان وجود دارد.
ناید جلال از صف میدان عشق باز
سر را بریده در سر میدان چو گو هنوز
هوش مصنوعی: در میدان عشق، جلال و زیبایی وجود ندارد، زیرا کسی که سر خود را از آن میدان جدا کرده، هنوز هم در آنجا حاضر است.