برگردان به زبان ساده
دل از بند زلفت رها کی شود
ز یار قدیمی جدا کی شود
هوش مصنوعی: دل از زلف تو آزاد نمیشود، دل از عشق یار قدیمیاش جدا نمیشود.
نگویی که از لعل سیراب تو
مراد دل ما روا کی شود
هوش مصنوعی: آیا میتوانی بگویی که آرزوی دل ما از زیبایی و خوشی تو چه زمانی برآورده خواهد شد؟
ولی مرهم لعل خود کام تو
به کام دل ریش ما کی شود
هوش مصنوعی: اما آیا لبی که شاداب و زیباست، میتواند دل شکسته ما را التیام بخشد؟
نمی دانم این جان پُر درد خویش
که با خرّمی آشنا کی شود
هوش مصنوعی: نمیدانم این روح پر از درد و رنج من چه زمانی به حال خوشی و شادی دست مییابد.
بدین عمرِ کم کی توان یافت وصل
که وصل رخش کم بها کی شود
هوش مصنوعی: در این عمر کوتاه، چگونه میتوان به وصالی دست یافت که زیبایی و ارزش محبوب به قدری کم باشد؟
نمی شد دل از بند زلفش رها
کنون دل نهادیم تا کی شود
هوش مصنوعی: دل را نمیتوانیم از دلبستگی به زلف او آزاد کنیم، اما اکنون دل را سپردیم، ببینیم تا چه زمانی این وضعیت ادامه دارد.
خدنگ قضا هم خطا می شود
ولی ناوک او خطا کی شود
هوش مصنوعی: حتی در سرنوشت نیز ممکن است اشتباهی رخ دهد، اما تیر درست خدایی هرگز خطا نمیکند.
نمی دانم این رند مدهوش مست
به کام دل پارسا کی شود
هوش مصنوعی: نمیدانم این فرد شیدا و سرمست که به دنبال لذتهای زندگی است، چه زمانی به آرامش و رضایت درونی خواهد رسید.
کجا همدم یار گردی جلال
که شه همنشین گدا کی شود
هوش مصنوعی: کجا میتوانی با یار خود نشیند، ای جلال، وقتی که پادشاهی میتواند همنشین شخصی بیپول و گدا شود؟