برگردان به زبان ساده
اگر نسیم صبا زلف او برافشاند
هزار جان مقیّد ز بند برهاند
هوش مصنوعی: اگر نسیم نرم صبا موهای او را باز کند، هزاران جان گرفتار را از بند آزاد میکند.
منش ببینم و از دور رخ نهم بر خاک
مرا ببیند و از دور رخ بگرداند
هوش مصنوعی: من با دیدن شخصیت او، به زمین میافتم و او مرا میبیند و از دور روی خود را برمیگرداند.
قد خمیده خود را همی کنم سجده
از آن جهت که به ابروی دوست می ماند
هوش مصنوعی: به خاطر زیبایی ابروهای دوست، سر را پایین میآورم و احترام میگذارم.
اگر مراد تو جان است کار جان سهل است
چه حاجت است که چشمت به زور بستاند
هوش مصنوعی: اگر هدف تو جان است، پس این کار آسانی است. دیگر نیازی نیست که چشم تو به زور چیزی را از کسی بگیرد.
ز زلف خویش نسیمی فرست عاشق را
که بی حدیث به بوی تو جان برافشاند
هوش مصنوعی: از موهای خود نسیمی به سوی عاشق بفرست که بدون هیچ کلامی، تنها با عطر تو جانش را به وجد آورد.
بساز چاره بیچارگان خود امروز
که کار وعده فردا کسی نمی داند
هوش مصنوعی: امروز برای درمان مشکلات و دلمشغولیهای خود اقدام کن، زیرا هیچکس از آینده و وعدههای فردا باخبر نیست.
خیال لعل تو در دل نهفته نتوان داشت
که آبگینه کجا رنگ می بپوشاند
هوش مصنوعی: تصور رنگ لعل تو در دل پنهان نمیتواند وجود داشته باشد، چون شفافیت آبگینه به هیچوجه تحت تأثیر رنگ قرار نمیگیرد.
ز روی دوست صبوری نمی توانم کرد
چرا که تشنه صبوری ز آب نتواند
هوش مصنوعی: از مشاهده چهره دوست، نمیتوانم صبوری کنم، زیرا کسی که به آب نیاز دارد، نمیتواند صبر کند.
کنون که کار من خسته از دوا بگذشت
بگو طبیب مرا تا قدم نرنجاند
هوش مصنوعی: الان که درمان من به پایان رسیده و خسته شدهام، بگو تا پزشکم به قدمهایم آسیب نرساند.
جلال اگر نفسی پیش بخت بنشیند
بسی گناه که بر بخت خویش بنشاند
هوش مصنوعی: اگر جلال و عظمت کسی لحظهای با بخت و سرنوشتش درآمیزد، اشتباهات و گناهان زیادی را به گردن سرنوشت خود خواهد انداخت.