برگردان به زبان ساده
عشّاق ز دل درد ترا دام نهادند
ناکامی سودای ترا کام نهادند
هوش مصنوعی: عاشقها به خاطر درد دل تو، یک تله گذاشتند و ناکامی عشق تو را به عنوان آروز و هدفشان انتخاب کردند.
شادی جهان جمله به یک جو نخریدند
چون بر سر بازار غمت گام نهادند
هوش مصنوعی: همهی خوشیهای دنیا را نمیتوان با یک قیمت ناچیز خرید، زیرا وقتی که اندوه تو بر بازار دلها سایه انداخت، آدمها از شادی فاصله گرفتند.
گیسوی تو دامی ست که آنان که پرستند
از دام جهان پای در آن دام نهادند
هوش مصنوعی: موهای تو همچون دامی است که افرادی که مرید و پیرو تو هستند، در دام این دنیا گرفتار شدهاند و پای در آن دام گذاشتهاند.
این سنبل شوریده و آن نرگس مستت
بس فتنه و آشوب در ایّام نهادند
هوش مصنوعی: این گل سنبل با زیباییهای خاص خود و آن نرگس شگفتانگیز که تو را در بر گرفته، در روزهای گذشته باعث شور و هیجان زیادی شدهاند.
یک ذرّه ز شوق من و حُسن تو ببردند
پس دوزخ و فردوس ورا نام نهادند
هوش مصنوعی: یک ذره از شوق و عشق من به تو و زیباییات را برداشتند و به خاطر آن، جهنم و بهشت را برای او نامگذاری کردند.
عالم به عدم بود که اندر سر مدهوش
سودای سر زلف دلارام نهادند
هوش مصنوعی: جهان پیش از آفرینش همچون هیچ و پوچی بود، اما سپس در دل مردی که دیوانهی عشق همسر زیباست، آرزوی موهای او را گذاشتند.
زان زلف که انجام ندارد سرِما را
در عهد ازل تا چه سرانجام نهادند
هوش مصنوعی: از آن زلفی که همواره پایان و نتیجهای ندارد، در آغاز خلقت تا چه سرنوشتی برای ما رقم زدهاند.
عشق است یکی جام پر از یاد لب دوست
سرمستی کونین در آن جام نهادند
هوش مصنوعی: عشق همچون جامی است پر از یاد لبان دوست که سرمستی جهان در این جام قرار داده شده است.
دل سوخته عشق جلال است و هنوزش
در دایره سوختگان خام نهادند
هوش مصنوعی: دل عاشق که از عشق جلال میسوزد، همچنان در میان سوختگان قرار دارد و آن را در کنار دیگران گذاشتهاند.