برگردان به زبان ساده
لب تشنه لعل تواَم آبی مگر ارزم
مخمورم از آن لعل شرابی مگر ارزم
هوش مصنوعی: عشق و شوق من به تو به قدری عمیق است که حتی با وجود عطش و نیاز، هیچ چیز نمیتواند آرزوی من را برآورده کند. من از زیبایی و جذابیت تو سرمست و مسحور هستم و تنها یک نوشیدنی شیرین از لبان تو میتواند مرا سیراب کند.
کردم ز تو ای دوست سؤالی ز سر عجز
اندیشه بفرمای جوابی مگر ارزم
هوش مصنوعی: از تو ای دوست سؤالی کردم به خاطر ناتوانیام و بیپاسخی را طلب کردم، امیدوارم که ارزش سوال کردن را داشته باشم.
در بادیهٔ شوق تو، ای کعبهٔ مقصود
با خاک برابر شده آبی مگر ارزم
هوش مصنوعی: در دشت عشق تو، ای کعبه مقصد، خاک با آب یکسان شده است، مگر چیزی از من باقی مانده باشد.
آخر چو طبیبم ندهد شربت وصلی
چون درد بگویم به جوابی مگر ارزم
هوش مصنوعی: در نهایت وقتی که پزشک به من داروی وصال ندهد، تنها باید از درد خود بگویم تا شاید جوابی دریافت کنم.
گر رحم کنی بر من افتاده ثوابست
دریاب به رحمت که ثوابی مگر ارزم
هوش مصنوعی: اگر به من رحم کنی، این کار تو پاداش بزرگی خواهد داشت. خواهش میکنم با رحمت به من نگاهی بینداز، زیرا من میخواهم نشان دهم که چقدر ارزشمندم.
در خلوتم از روی کرم گر بنوازی
در رهگذر ای دوست عتابی مگر ارزم
هوش مصنوعی: در تنهاییام اگر با محبت به من توجه کنی، ای دوست، آیا دلگیر شدن من ارزشش را دارد؟
با این همه گوهر که من از دیده فشاندم
از لعل لبت درّ خوشابی مگر ارزم
هوش مصنوعی: با وجود تمام جواهراتی که من از چشمانم ریختهام، آیا ارزش من به اندازهی زیبایی دندانهای لبت نیست؟
بر ریش جهان بیش میفشان نمک جور
کز سینه مجروح کبابی مگر ارزم
هوش مصنوعی: بر روی دنیا بیشتر از حد، نمک تلخی نپاش که از درد دل مجروح، چیزی جز کبابی دردآور نصیبم نخواهد شد.