برگردان به زبان ساده
مدّتی تا به غم حال جهان میسازم
شرح حالی ز سر شوق همی پردازم
هوش مصنوعی: مدتی را به خاطر غم و وضع جهان زندگی میکنم و دربارهاش با شوق و ذوق توضیح میدهم.
چون کبوتر بچه کاو در وطنش انس گرفت
به سر کوی تمنّای تو در پروازم
هوش مصنوعی: مثل کبوتر بچهای که در سرزمین خود جا افتاده است، من نیز در آرزوی تو در حال پروازم.
چند رانی من دلسوخته را از بر خویش
به خلاف ای صنم آخر نفسی بنوازم
هوش مصنوعی: ای محبوب، چه مدتی میخواهی از من که دلbroken به دور بمانی؟ به خاطر خودت، آیا نمیتوانی یک لحظه مرا نوازش کنی و آرامی بدهی؟
یک زمان سوی من خسته مهجور خرام
تا دل و جان و جهان در قدمت اندازم
هوش مصنوعی: روزی به سوی من بیا و آرام و با وقار حرکت کن، تا بتوانم جان و دل و همهی دنیایم را به پای تو بریزم.
گرچه بازت به هوس با دگری هست هوا
در هوای شب دیدار تو چون شهبازم
هوش مصنوعی: اگرچه تو به سراغ کسی دیگر رفتهای و در آرزوی او به سر میبری، اما در شب ملاقات تو، مانند پرندهای آزاد و شگفتانگیز، همچنان به تو فکر میکنم.
سرّ عشق رخ تو در دل ما بود نهان
لیک شد فاش چو نی در همه عالم رازم
هوش مصنوعی: راز عشق تو در دل ما پنهان بود، اما اکنون مانند نی که نغمهاش در همه دنیا پیچیده، آشکار شده است.
به جهان گر نظری میکنی از غایت لطف
دو جهان را چه محل هر سه جهان دربازم
هوش مصنوعی: اگر با نیکی و مهربانی به دنیا نگاه کنی، دیگر چه جای نگرانی برای هر سه جهان وجود دارد؟