برگردان به زبان ساده
بیا ای سرو ناز من روان تا در برت گیرم
گهی دست تو را گیرم گهی در پای تو میرم
هوش مصنوعی: بیا ای محبوب من، تا به آغوش تو بیایم و گاه دستت را بگیرم و گاه برای تو قربانی شوم.
اگر کامم به ناکامی رسانی از شب وصلم
به روز حشر برخیزم به حسرت دامنت گیرم
هوش مصنوعی: اگر من به آرزوهایم نرسم و از شب وصال تو به روز قیامت بیفتم، آرزو میکنم که ای کاش بتوانم دامن تو را بگیرم و حسرت آن را داشته باشم.
طبیب من چو دردم دید در دم گفت بیچاره
دوای تو نمیدانم چو رفت از دست تدبیرم
هوش مصنوعی: پزشک وقتی درد مرا دید، بلافاصله گفت که درمان تو را نمیشناسم و زمانی که از اختیارم خارج شد.
جوابش ای دل دانا من نادان چنین دانم
که در پای دل شیدا ز زلف اوست زنجیرم
هوش مصنوعی: ای دل آگاه، من که نادانم، این طور میدانم که محبت او مرا به زنجیر کشیده است، مانند اینکه زلف او در پای دل عاشق افتاده باشد.
کمان ابروانت چون مرا خم داد پشت دل
مزن باری تو از غمزه به ناوکهای چون تیرم
هوش مصنوعی: ابروی کمانمانند تو وقتی به سمت من خم میشود، خواهش میکنم قلبم را با درد و غمزههایت نشکن؛ چرا که تیرهای عشق مثل ناوکهای تو به من آسیب میزنند.
اگر نور تجلّی را نمایی ور نهان داری
مرا باری به نام تست بام و شام تکبیرم
هوش مصنوعی: اگر نور الهی را به روشنی نمایان کنی، وگرنه اگر آن را پنهان کنی، من به خاطر تو در صبح و شب نامت را با تکبیر میبرم.
دلم دانی که میداند بد و نیک جهان بسیار
تو آخر چند بفریبی به تقریر و به تحریرم
هوش مصنوعی: دل من میداند که در این دنیا خوب و بد زیادی وجود دارد. اما در نهایت، تو چند بار میخواهی با حرف زدن و نوشتن خود را فریب بدهی؟