برگردان به زبان ساده
بوی شکنج زلف تو تا در دماغ ماست
روی چو آفتاب تو چشم و چراغ ماست
هوش مصنوعی: عطر و بوی زلف تو در ذهن و خاطر ما جا دارد و چهرهات چون خورشید، روشنایی و امید زندگی ماست.
بی روی جان فزای تو جنّت چه میکنم
گلخن به روی خوب تو بستان و باغ ماست
هوش مصنوعی: بدون وجود تو، که جانم را تازه میکند، بهشت چه فایدهای دارد؟ گلخانهای که زیباروی تو را در خود ندارد، برای ما همانند باغ و بستان است.
زلفش شبی گرفتم و زان لحظه تا کنون
از بوی زلف دوست معنبر دماغ ماست
هوش مصنوعی: موهای دوست را در تاریکی شب گرفتم و از آن لحظه تا به حال، بوی زلف او در هوای ما پیچیده است.
بی گفت و گوی عشق تو در بوستان دل
دستان خوش سرای تو گویی که زاغ ماست
هوش مصنوعی: بیگفتوگو از عشق تو در فضای دل، دستان زیبای تو را میتوان به زاغی تشبیه کرد که در باغی خوش میچرخد.
گفتم که بندهٔ تو ز جانم مرا بدار
گفتا که بر جبین تو دیدم که داغ ماست
هوش مصنوعی: گفتم که من به عشق تو جانم را فدای تو میکنم، او پاسخ داد که روی تو نشانهای از عشق ما دیدهام.
در راه کعبهٔ شب وصل تو خارها
گویی ز روی شوق تو آن باغ و راغ ماست
هوش مصنوعی: در مسیر کعبهی عشق و وصال تو، انگار خارها خبر از شوق و عشق ما به تو دارند، و این باغ و باغچهای که در آن هستیم، نشانهای از محبت و احساس ماست.