برگردان به زبان ساده
آن سرو ناز رسته که اندر کنار ماست
سر بر فلک کشیده و فارغ ز کار ماست
هوش مصنوعی: آن سرو زیبا که در کنار ما قرار دارد، تا بلندای آسمان رفته و از دنیای ما بیخبر است.
پای دلم چو سرو فروشُد به خاک مهر
دستی که دستگیر نباشد نگار ماست
هوش مصنوعی: وقتی که عشق و احساسات من همچون سرو آزاد و مستقل به خاک میافتند، فقط دستانی میتوانند مرا نجات دهند که به محبت و حمایت از من پر بوده باشند، و این محبت تنها از طرف محبوب من است.
در ما نظر فکن ز سر مهر کز غمت
بنگر که خون دیده و دل در کنار ماست
هوش مصنوعی: به ما نیگاهی کن از سر محبت، تا ببینی که غم تو چگونه چشمان ما را پر از اشک کرده و دل ما را نیز به درد آورده است.
درهم کشیده ابروی چاچی کمان چرا
آشفته جعد زلف تو چون روزگار ماست
هوش مصنوعی: ابروهای کمانی و درهمکشیده مانند ابروی چاچی، و حالت آشفته و در همریختهی موهای تو، شبیه به روزگار پرآشفتگی و بینظمی ماست.
آنچ از غمم نسوخت دل آهنین توست
وآنچ از فراق سوخت تن زار زار ماست
هوش مصنوعی: دل تو که به سختی و استحکام شناخته میشود، از غم من نشکسته است، اما من و تن ضعیف من از دوری و فراق جان میسپاریم.
آمد نسیم عنبر سارا ز باد صُبح
گویی که نکهت سر زلفین یار ماست
هوش مصنوعی: نسیم خوشبویی صبحگاهی به سراغ ما آمده است، گویی عطر دلانگیز موهای محبوب ما را به همراه دارد.
بگذشت و در جهان نظر لطف خود نکرد
و این هم نگفت خسته مسکین نزار ماست
هوش مصنوعی: گذشت و در دنیا توجهی به ما نکرد و حتی نگفت که ما در چه حال ناگوار و خستهایم.