برگردان به زبان ساده
به لطف ای دوست باری دست گیرم
که جز لطفت نباشد دستگیرم
هوش مصنوعی: ای دوست، به لطف تو امید دارم که مرا یاری کنی؛ چرا که جز محبت تو هیچ کس دیگری نمیتواند به من کمک کند.
نباشد در دو چشمت جز خیالم
بجز فکرت نباشد در ضمیرم
هوش مصنوعی: در چشمانت جز تصویر من وجود ندارد و در درونم تنها فکر تو در جریان است.
ز جان باشد گزیرم گاه و ناگاه
ولی از روی جانان ناگزیرم
هوش مصنوعی: گاهی از زندگی کاملاً فاصله میگیرم و دور میشوم، اما نمیتوانم از دیدن محبوبم دور بمانم.
صبا بویی ز زلف یارم آورد
به بوی دلپذیرش تا بمیرم
هوش مصنوعی: باد با خود عطری از موهای محبوبم آورد که با بوی خوشش مرا میسوزاند تا زمانی که جان دارم.
چه باشد گر شبی بر دست امّید
سر زلف سمنسای تو گیرم
هوش مصنوعی: چه اشکالی دارد اگر یک شب، در انتظار و امید، رشتههای زیبا و خوشبوی موهای تو را در دستانم بگیرم؟
کمان ابروان را میدهی خم
که تا بر جان زنی از غمزه تیرم
هوش مصنوعی: تو با خم کردن کمان ابروانت، تیر غمزهات را به جانم میزنی.
در آن کیشم که قربان تو باشم
وگر تیغم زنی ترکت نگیرم
هوش مصنوعی: در دل من این آرزو وجود دارد که برای تو فدا شوم و حتی اگر به من آسیب برسانی، محبت تو را فراموش نخواهم کرد.
جهانگیرست چشمت ای دلارام
زکاتی ده که از وصلت فقیرم
هوش مصنوعی: ای دلبر زیبا، چشمانت همچون جهان است. خواهش میکنم سهمی به من بده، چرا که از عشق تو در تنگنا هستم و در فقر به سر میبرم.
گناه آید ز ما عفو از خداوند
به لطف خویش باری درپذیرم
هوش مصنوعی: ما از طرف خود گناه میکنیم، ولی امیدواریم که خداوند با لطفش ما را ببخشد.