برگردان به زبان ساده
بیا جانا که جانت را بمیرم
وگر میرم به جان منّت پذیرم
هوش مصنوعی: بیا ای عزیز، جانم را فدای تو میکنم و اگر از عشق تو بمیرم، این را به جانم میخرم.
اگر بر خاکم افتد سایه تو
برآرم دست و دامانت بگیرم
هوش مصنوعی: اگر سایه تو بر زمین بیفتد، من دستم را بلند میکنم و دامنت را میگیرم.
دل از هجران به جان آمد که از جان
گزیرم هست و از تو ناگزیرم
هوش مصنوعی: دل از نبودن تو به شدت آزرده و خسته شده است، به گونهای که حتی از جانم نیز خستهام، ولی در عین حال نمیتوانم از تو دور شوم.
خلاص من مجویید ای رفیقان
که من در قید مهر او اسیرم
هوش مصنوعی: دوستان، به دنبال رهایی من نباشید، زیرا من در بند عشق او گرفتار هستم.
نظر گفتند داری با فقیران
من مسکین شیدا هم فقیرم
هوش مصنوعی: گفتند که تو با فقرا چه نظری داری؟ من هم مثل آن مسکین عاشق، فقیر هستم.
نمیآید به کویت ناله من
که گوش چرخ کر گشت از نفیرم
هوش مصنوعی: ناله و شکایت من به کوی تو نمیرسد، چون صدای من به حدی بلند شده که دیگر گوش زمانه ناتوان است از شنیدنش.
اگر یک شب در آغوش من آیی
بمیرم پیشت و هرگز نمیرم
هوش مصنوعی: اگر یک شب در آغوش من بیایی، من آنقدر عاشق تو هستم که انگار از شدت عشق میمیرم، اما در واقع هرگز نمیمیرم.
به مردی پای دارم چون نشانه
وگر خواهد زدن هر دم به تیرم
هوش مصنوعی: من به مردی دلبستگی دارم که مانند نشانهای در نظر من است و اگر بخواهد، میتواند هر لحظه به من آسیب بزند.
همی ترسم جهان بر من سر آید
به درد هجر و در حسرت بمیرم
هوش مصنوعی: من نگرانم که این دنیا به پایان برسد و من در حسرت دوری کسی بمیرم.