برگردان به زبان ساده
ای دوست نظر کن ز سر لطف به کارم
چون در دو جهان غیر تو امید ندارم
هوش مصنوعی: ای دوست، با محبت به کارهایم نگاه کن، زیرا در این دنیا و آن دنیا جز تو به کسی امید ندارم.
گر بی تو برندم به بهشت ای بت دلخواه
در هر دو جهان ناله و فریاد برآرم
هوش مصنوعی: اگر مرا به بهشت ببرند و تو در آنجا نباشی، ای زیبای دلخواه من، در هر دو عالم فریاد و ناله میزنم.
در خاطرم اینست که در عشق تو جانا
تا سر بوَدَم دست ز دامانت ندارم
هوش مصنوعی: در یادم هست که در عشق تو، تا زمانی که زنده بودم به هیچ وجه از دامان تو جدا نشدم.
گر خود سرم این مایه سوداست بر او خوش
بی رای تو ای دوست سر خویش ندارم
هوش مصنوعی: اگر من خودسرانه این کار را انجام میدهم و برایم سودمند است، باید خوشحال باشی؛ زیرا در این وضعیت، دیگر به فکر خودم نیستم.
بگذاشتهای زلف به روی ای بت مهروی
در سلسله عمر چنین چند گذارم
هوش مصنوعی: تو زلف زیبایت را بر رویت گذاشتهای، ای معشوق زیبای من. در زندگیام اینگونه چندین بار بگذرانم؟
تا چند به داغ شب هجرم بنشانی
بازآی که در عشق تو بی صبر و قرارم
هوش مصنوعی: چند مدت دیگر باید در غم و ناراحتی دوری از تو بگذرانم؟ به من بازگرد که در عشق تو بیتاب و آرامم.
هرچند که جان داد دلم دامن وصلت
با دست نیامد، بشد از دست نگارم
هوش مصنوعی: هرچند که قلبم برای وصال تو جان داد، اما نتوانستم به دامن تو دست یابم و نگاهم از دست رفت.