برگردان به زبان ساده
بیا کز درد دوری بی قرارم
به هجران بیش از این طاقت ندارم
هوش مصنوعی: بیا که از دوری تو در عذابم و دیگر نمیتوانم تحمل کنم این جدایی را.
نپرسی حال زار من که چونی
که عمری بی رخت چون میگذارم
هوش مصنوعی: از حال بد من نپرس؛ چون میبینی که چطور بدون حضور تو، عمری را سپری کردهام.
بتا دانم که تو طاقت نیاری
یقین گر بشنوی زاری نزارم
هوش مصنوعی: ای معشوق، میدانم که طاقت تحمل این درد را نخواهی داشت، اگر به فریاد و ناله من گوش کنی.
غذای جان بجز خون جگر نیست
بجز غم نیست باری غمگسارم
هوش مصنوعی: غذای واقعی روح جز درد و رنج نیست و جز اندوه، چیزی دیگر نمیتواند مرا آرام کند.
چنان از باده هجر تو مستم
که از سر کی رود بیرون خمارم
هوش مصنوعی: چنان تحت تأثیر یاد تو هستم که نمیتوانم به حالت طبیعی و هوشیاری برگردم.
مسلمانان چه چاره چون نگیرد
به وصل خویشتن دستی نگارم
هوش مصنوعی: ای مسلمانان، چه راهی دارید وقتی که کار به دست خودتان نمیافتد و نتوانید به وصال محبوب خود برسید؟