برگردان به زبان ساده
دو زلف سرکشش پُر تاب دیدم
دو طاق ابرویش محراب دیدم
هوش مصنوعی: دو زلف زیبای او را مانند دو قوس در نظر گرفتم و ابروهایش را همچون محرابی زیبا دیدم.
بگردانید چشم و رو ز سویم
عظیمش با جهان در تاب دیدم
هوش مصنوعی: چشم و چهرهات را از من برگردان، من در برابر بزرگیات با جهان مواجه شدم.
دلم خون شد به حال مردم چشم
که در خون دلش غرقاب دیدم
هوش مصنوعی: دل من به خاطر حال افرادی که در رنج و عذاب هستند، به شدت غمگین و زخمی شده است؛ چون چشمانی را دیدم که در عمق درد و مظلومیت غوطهور بودند.
به عشقت دیدهٔ جان چون گشادم
دل مجروح پر خوناب دیدم
هوش مصنوعی: در عشق تو چشمانم را گشودم و قلب زخمخوردهام را با خون آغشته دیدم.
وفا در خوبرویان نیست ممکن
که روشن آن سخن چون آب دیدم
هوش مصنوعی: وفا در افرادی که زیبا و دلربا هستند، ممکن نیست. من این حقیقت را مانند آبی زلال و روشن دیدم.
دری گفتم گشاد از وصل بر من
عنایت با منش زان باب دیدم
هوش مصنوعی: در اینجا سخن از در گشودهای است که به سبب وصال، لطف و عنایت بر من نازل شده و از آن در، زیبایی و خوشی را تجربه کردم.
به بحر عشق او غوّاص گشتم
بسی دریای بی پایاب دیدم
هوش مصنوعی: در عشق او مانند یک غواص به عمق های زیادی رفتم و دریایی بیانتها و بیپایان را تجربه کردم.