برگردان به زبان ساده
از آن زمان که من آن روی چون قمر دیدم
دل ضعیف خود از عشق بی خبر دیدم
هوش مصنوعی: زمانی که چهره زیبا و دلربای او را دیدم، متوجه شدم که دل ناتوانم از عشق و محبت بیخبر است.
حلاوتی که در آن چهره نگارین است
قسم به جان تو در ماه و خور اگر دیدم
هوش مصنوعی: من سوگند میخورم به جان تو که اگر چهره دلانگیزت را در زیباترین شکلها و در نور ماه و خورشید ببینم، آن حلاوت و شیرینی را که در چهره تو هست، به هیچ چیز نمیدهم.
ز خون دل رقمی از سرشک چون سیماب
ز درد عشق تو جانا به روی زر دیدم
هوش مصنوعی: از دل خونین خود، نشانی مانند اشکی داغ و روان را به یاد عشق تو، ای محبوب، بر چهرهای نورانی و درخشان مشاهده کردم.
قرار نیست مرا چون دو زلف از رخ تو
به جان دوست از آن دم که یک نظر دیدم
هوش مصنوعی: من قرار نیست که به اندازه دو زلفی که از چهرهات آویزان شدهاند، به جان دوست وابسته شوم. از آن لحظه که یک نگاه به تو انداختم، همه چیز تغییر کرد.
کسی ندید مگر مرگ خویشتن به دو چشم
بیا که روز فراقت به چشم و سر دیدم
هوش مصنوعی: هیچکس جز مرگ خودش را نمیبیند، اما به چشم خود دیدم که روز جداییام چه بر من میگذرد.
به کوه و دشت همی گشتم از فراق رخت
ز اشک دیدهٔ ما آب تا کمر دیدم
هوش مصنوعی: در کوه و دشت به دنبال تو میگشتم و از غم دوریات آنقدر اشک ریختم که آب آن تا کمرم رسیده بود.
دگر ز کوی تو ما را سفر نخواهد بود
از آن بلا که ز بالات در سفر دیدم
هوش مصنوعی: دیگر از این کوی تو سفر نخواهم کرد، چون آن بلا را که از بالا در سفر دیدم، دیگر نمیخواهم تجربه کنم.
جهان و هرچه در او هست سر به سر دانی
نبود همّتم ای دوست مختصر دیدم
هوش مصنوعی: دنیا و همه چیزهایی که در آن وجود دارد، به نظر من چیزی نیست. ای دوست، تنها هدفم را به طور مختصر میبینم.
از این سبب که نظر کردم از سر تحقیق
جهان و کار جهان جمله در گذر دیدم
هوش مصنوعی: به خاطر اینکه با دقت و بررسی به جهان و فعالیتهای آن نگاه کردم، متوجه شدم که همه چیز در حال گذر و تغییر است.