برگردان به زبان ساده
تا جهانست به سر گرد جهان میگردم
در تکاپوی تو ای دوست به عالم فردم
هوش مصنوعی: تا زمانی که دنیا وجود دارد، در پی تو هستم و در تلاش برای یافتن تو ای دوست، آرزوی بهشت و جهانی بهتر را دارم.
عهد کردم که نگردم ز تو تا جان دارم
ور بگردم من از این عهد و وفا نامردم
هوش مصنوعی: من پیمان بستهام که از تو جدا نشوم تا زمانی که زندهام و اگر از این پیمان و وفا دور شوم، خود را مردی نادان و بیوفا میدانم.
وقت آنست که رحمی بکنی بر دل من
که رسیدهست به غایت ز فراقت دردم
هوش مصنوعی: زمان آن فرا رسیده که بر دل من رحم کنی، زیرا درد جداییات به نهایت رسیده است.
مُردم از تیغ جفای تو نگارا دریاب
تا به کی نیش زنی بر جگر ما هر دم
هوش مصنوعی: ای محبوب، مردم از درد و رنجی که بر اثر ستم و بیمهری تو متحمل شدهاند، آگاه باش. تا کی میخواهی با کلام تلخ و نیش زبانت بر دل ما زخم بزنی؟
چه دهم شرح که آن یار جفاپیشه چه کرد
یا من خسته ز جورش چه جفاها بَردم
هوش مصنوعی: چه بگویم از آن یار بیوفا که چه بر سر من آورد، یا من که از ناملایمات او چه سختیها تحمل کردم؟
بارم اندر دل از آن سیب زنخ هست مدام
وز فراق رخ زیبای تو چون بِه زردم
هوش مصنوعی: دل من همیشه از زیبایی آن دختر پر است و به خاطر دوری چهره دلربای تو مانند سیب زرد شدهام.
کردم اندر سر و کارش دو جهان را چه کنم
کردم این ابلهی و کردم و با خود کردم
هوش مصنوعی: در کار او، دو جهان را در نظر گرفتهام، اما چه کنم که این کار بیخود بود و خودم نیز به این کار پرداختم.