برگردان به زبان ساده
چرا گشتی چنین غافل ز دردم
نکردی رحمتی بر روی زردم
هوش مصنوعی: چرا نسبت به درد من بیتوجه هستی؟ چرا بر چهرهی زردم رحمتی نمیکنی؟
نکردی جز جفا بر من نگارا
بگو غیر از وفاداری چه کردم
هوش مصنوعی: عزیزم، جز جفا و بیوفایی چیزی از تو ندیدم. بگو غیر از وفاداری، من چه کار دیگری برای تو کردهام؟
ندادی کام ما یک دم ز وصلت
بسی خون جگر در عشق خَوردم
هوش مصنوعی: هرگز نتوانستی ما را در یک لحظه از وصل خود بهرهمند کنی، بنابراین در عشق خیلی رنج و سختی کشیدم.
مرا از دیده و دل حاصلی نیست
به غیر از آب گرم و آه سردم
هوش مصنوعی: من از نظر احساس و درونی چیزی برایم باقی نمانده؛ جز اینکه مدام نگران و غمگین هستم و تنها آرامش دلم به یادآوری دماهای گرم و سرد مربوط میشود.
مفرما صبر با درد فراقم
چگونه صبر بتوانم ز دردم
هوش مصنوعی: مرا دردی از جدایی است و نمیدانم چطور میتوانم صبر کنم.
شب تاریک هجرانم بفرسود
صبا درد دلم را بین و دردم
هوش مصنوعی: در دلشب تاریک، که به خاطر دوری معشوق است، نسیم صبحگاهی از من حال دردناکم را بپرسد و ببیند چه بر من میگذرد.
جهان گر در سر عشقت کنم من
به جان تو که از عهدت نگردم
هوش مصنوعی: اگر بخواهم تمام وجودم را در عشق تو فدای تو کنم، قسم میخورم که هرگز از وعده و پیمانم با تو منصرف نخواهم شد.