برگردان به زبان ساده
هنوز از بادهٔ وصل تو مستم
که میگیرد به جامی باز دستم
هوش مصنوعی: من هنوز از شراب وصال تو سرمست هستم و این حال باعث میشود که دوباره به سمت جام بگرایم.
چو چشم ناتوانت ناتوانم
چو لعل مِیْ پرستت میپرستم
هوش مصنوعی: وقتی که چشم ناتوان تو را میبینم، خودم هم ناتوان میشوم. مانند کسی که عاشق لعل و جواهر است، من هم شیفته تو هستم.
ز باد صبحدم هر دم پیامی
به نزد یار مشکین مو فرستم
هوش مصنوعی: هر صبح هنگام وزش باد، پیامی برای معشوق خود که مویش مانند مشک است، میفرستم.
که از بوی سر زلفت نگارا
به سان آهوی تاتار هستم
هوش مصنوعی: من با بوی موهای تو، مانند آهوی تاتار به شدت شیفته و مجذوب تو هستم.
ز پا افتادهام از دست هجران
بگیر آخر ز وصل خویش دستم
هوش مصنوعی: از دوری و فراق تو به شدت خسته شدهام، لطفاً آخرین بار دستم را به وصل خودت بگیر.
منِ آشفتهٔ بی دل، دل و جان
به دام زلف و سودای تو بستم
هوش مصنوعی: من دلم را به زلف و خیال تو سپردهام و در این حال آشفته و بیقرار هستم.
به هجرانم ز دیده خون گشادی
به دام زلف کردی پای بستم
هوش مصنوعی: به خاطر دوریات چشمانم پر اشک شد و با زیباییهای موهایت مرا در دام عشق گرفتار کردی.
به دل بودم ز غم بسیار باری
بحمدالله کز آن غم باز رستم
هوش مصنوعی: دلتنگی و غم زیادی داشتم، اما حالا با سپاس خدا از آن غم رها شدهام.