برگردان به زبان ساده
در جوانی قدر خود نشناختم
این زمان حاصل چه چون درباختم
هوش مصنوعی: در جوانی به ارزش و اهمیت خود پی نبردم و حالا که به نتایجی رسیدهام، متوجه شدم که چه چیزهایی را از دست دادهام.
چون گذشت از ما چو باد صبحدم
نیک و بد را این زمان بشناختم
هوش مصنوعی: وقتی که زمان سپری شد مانند نسیم صبحگاهی، حالا نیک و بد را در این لحظه تشخیص دادم.
ای بسا مرغ هوس را کز هوا
در سر دام دو زلف انداختم
هوش مصنوعی: بسیاری از مرغهای هوس را دیدهام که به خاطر محبت و زیبایی دو گیسوی کسی، گرفتار شدهاند.
سر به رعنایی میان بوستان
بر سهی سرو چمن افراختم
هوش مصنوعی: در باغی زیبا، خود را مانند سروی راست و سربلند میان گلها و چمنها نشان دادم.
با بتان در عرصه شطرنج عشق
ای بسا نرد هوس کان باختم
هوش مصنوعی: داستانی را روایت میکند که در آن فردی در میدان عشق با زیباییها و دلباختگیها بازی کرده و در این بازی به نفع هوس و تمایلات خودش شکست خورده است. این اشاره به دشواریها و پیچیدگیهای عشق دارد که ممکن است انسان را به سمت بازی با احساسات و دلایل عشق سوق دهد.
بس به میدان ملاحت در جهان
باره امید دل را تاختم
هوش مصنوعی: به خاطر زیبایی و فریبایی دنیا، امیدوارانه دل خود را به چالش کشیدم.
از جوانی شاخ و برگی چون نماند
با شب دیجور پیری ساختم
هوش مصنوعی: از دوران جوانی چیزی از من نمانده است و اکنون در تاریکی و سختی پیری زندگی میکنم.