برگردان به زبان ساده
کدام سرو به بالای دوست ماند راست
بگو دلا و به بستان نظر کن از چپ و راست
هوش مصنوعی: کدام درخت بلند به خوبی دوست میماند، راست بگو، ای دل! و به باغ نگریست از سمت چپ و راست.
نگاه کردم و دیدم ز دور میآمد
نگار و سرو به پیشش به یک قدم برخاست
هوش مصنوعی: نگاه کردم و از دور دیدم که معشوق و جوانی خوش قامت به سمت من میآید و به احترام او، یک قدم به جلو رفتم.
نه سرو بود و نه طوبی صنوبری دیدم
میان باغ و یقین شد که قد دلبر ماست
هوش مصنوعی: در باغ نه درخت سروی بود و نه درخت طوبی، ولی یک درخت صنوبر دیدم که مرا مطمئن کرد این درخت، قد و قامت دلبر ماست.
به سرو گفت که بنشین ز پا به پیش قدم
تو سرکشی به وجود منی چنین نه رواست
هوش مصنوعی: به درخت سرو گفتم که برای تو به احترام پا از زمین بلند نکنم، زیرا اینگونه سرکشی و خودبزرگبینی تو در مقابل من درست نیست.
به لرزه در قدمش اوفتاد و گفت منم
کمینه چاکر آن قامتت که بس زیباست
هوش مصنوعی: به خاطر زیبایی قامت او، به شدت تحت تأثیر قرار گرفت و با احترام گفت: من اینجا هستم تا خدمتگزار تو باشم.
گل از فروغ رخت در چمن ز بار بریخت
مه دو هفته بدیدش ز شرم او میکاست
هوش مصنوعی: گل که به خاطر نور چهرهات در باغ شکوفا شده بود، از شدت تأثیر آن رنگ و رویش پژمرده شد و ماه که به مدت دو هفته او را مینگریست، از شرم برای او کمنورتر شد.
دلم ببرد ز دست و سپرد ترک خطا
به ابروی کج و زلفش که پر ز چین و خطاست
هوش مصنوعی: دل من را برد و سپرد به کسی که به خاطر ابروهای کج و موهای پرچین و خطایش، دلم را به او دادهام و او را مقصر تمام اشتباهاتم میدانم.
به غمزه خون جهانی بریخت آن دلبر
دلم ببرد به دزدی ز چشم او پیداست
هوش مصنوعی: دلربا به طور ناخواسته با یک لبخند دل و جان من را میبرد و دلم را به سرقت میبرد. پیداست که این دلبری از چشمهای او ناشی میشود و باعث میشود که دنیا در غم فرو برود.
کسی به قدّ تواَش دسترس کجا باشد
کنون چو زیر فلک کار قامتت بالاست
هوش مصنوعی: کسی به قامت و زیبایی تو نمیرسد. اکنون که زیر آسمان هستیم، قامت تو بسیار بلند و استثنایی است.