برگردان به زبان ساده
تا خیال آن بت بگزیدهام
بست نقشی در سواد دیدهام
هوش مصنوعی: زمانی که به یاد زیبایی آن معشوق افتادهام، تصویری در دل سیاهی چشمانم نقش بسته است.
از خیالش نیستم خالی دمی
گر بداند نور هر دو دیدهام
هوش مصنوعی: اگر او میدانست که چقدر به یادش مشغولم، هرگز نمیتوانست از فکر من بیرون برود.
عمر بگذشت و من از روی وفا
یک سخن از لفظ او نشنیدهام
هوش مصنوعی: سالها گذشت و من به خاطر وفاداریام هیچ کلمهای از او نشنیدم.
در چمن چون دیدهام قدّی چو سرو
درد از آن بالا بسی برچیدهام
هوش مصنوعی: در باغ که قدم زدهام، وقتی قدی همچون سرو را دیدهام، از آن بالا دردهای زیادی را از دل برچیدهام.
همچو شمع از هجر میگریم به زار
کی چو گل از وصل او خندیدهام
هوش مصنوعی: مانند شمع از جدایی او به شدت گریه میکنم، اما مانند گلی که از وصل او شاداب و خندان شده، نبودم.
آنچنان رویی و مویی در جهان
من مسلمان نیستم گر دیدهام
هوش مصنوعی: چهره و موی تو آنقدر زیباست که من نمیتوانم خود را مسلمان بنامم حتی اگر به آن دیده باشم.
عرض گردیدم همه خوبان ز جان
مهر رویش از جهان بگزیدهام
هوش مصنوعی: من همگی نیکان را رها کردهام و از عشق چهره زیبای او، از دنیا دست کشیدهام.