برگردان به زبان ساده
سالها در عشق تو خون خوردهام
رنجها از دست هجران بردهام
هوش مصنوعی: سالها در عشق تو سختی کشیدهام و به خاطر جدایی از تو، زجرها و ناکامیها را تحمل کردهام.
تا مگر بینم دمی رخسار تو
جان و دل ایثار پایت کردهام
هوش مصنوعی: برای یک لحظه هم که شده، چهره تو را ببینم، جان و دل را فدای تو کردهام.
مردم چشمم که بینایی دروست
از غم هجرانش بس آزردهام
هوش مصنوعی: مردم چشمم، به خاطر دوری او، بسیار ناراحت و زجر دیدهام.
در فراق رویت ای زیبا نگار
من ز دیده خون دل آوردهام
هوش مصنوعی: در جدایی تو، ای زیبای دلانگیز، اشکهای فراوانی از چشمانم ریختهام.
از شراب وصل تو جامی مراد
ای دو چشم من بگو کی خوردهام
هوش مصنوعی: من از شادی و خوشحالی همراه با تو، جامی پر از عشق و شوق را نوشیدهام. ای چشمانت، بگو که کی این لحظه را تجربه کردهام.
من گلی بودم به بستان جهان
وین زمان از هجر تو پژمردهام
هوش مصنوعی: من مثل گلی بودم که در باغ دنیا شکفته بودم، اما اکنون به خاطر دوری تو پژمرده و بیجان شدهام.
از غم هجران او بیرون فتاد
ای عزیزان راز دل از پردهام
هوش مصنوعی: از غم دوری او رهایی یافتم، ای عزیزان، راز دلم را از پوشش پنهان بیرون آوردم.