برگردان به زبان ساده
تا جای گرفتهای تو در دل
کار دل خسته گشت مشکل
هوش مصنوعی: تو که در دل من جا گرفتهای، کار دل را سخت کردهای.
خالی ز تو نیستم زمانی
تا چند شوی ز بنده غافل
هوش مصنوعی: من همیشه به یاد تو هستم، حالا تا کی میخواهی از بندهات غافل باشی؟
جز بندگیت هوس ندارم
هستم به گناه خویش قایل
هوش مصنوعی: جز برای بندگی تو آرزویی ندارم و به گناهان خود اعتراف دارم.
تا چند شوم قتیل عشقت
فریادکنان ز دست قاتل
هوش مصنوعی: تا کی باید عاشقانه فریاد بزنم و از عشق تو کشته شوم، در حالی که قاتل این حال و روز من خود تویی؟
دیوانه عشق را به زنجیر
گویند که میکنند عاقل
هوش مصنوعی: عاشق دیوانه را به زنجیر میزنند تا او را عاقل کنند.
زنجیر دو زلف دوست ما را
دیوانه شوق کرد و بی دل
هوش مصنوعی: زنجیر دو زلف محبوب ما را به شدت عاشق و بیتاب کرده است.
مستغرق بحر عشق داند
این راز نهفته بر سواحل
هوش مصنوعی: کسی که در عمق عشق غوطهور است، به خوبی این راز پنهان را میداند که در سواحل قرار دارد.
از جان و دل و روان شدهستم
شوریدهٔ شکل و آن شمایل
هوش مصنوعی: من از جان و دل و روان به شدت مجذوب و دلباختهی آن شکل و صورت شدم.
تا دید دلم قد دلارات
چون سرو بماند پای در گل
هوش مصنوعی: وقتی که دلم را دیدم، به اندازه قد محبوبم شگفتزده شدم و مانند کسی که در گل فرو رفته، احساس ناتوانی کردم.
ای سرو روان به ما نظر کن
زیرا که به ماست سرو مایل
هوش مصنوعی: ای سرو زیبا، به ما نگاه کن چرا که تو به ما نزدیکتر هستی.
در حسرت این مراد گردم
در گرد جهان درین قبایل
هوش مصنوعی: در آرزوی رسیدن به این هدف، در سراسر دنیا به گشت و گذار میپردازم و در میان این قومها زندگی میکنم.
باشد که شبی دو دست دل را
در گردن او کنم حمایل
هوش مصنوعی: امیدوارم شبی دستهای قلبم را به دور گردن او بیفکنم و او را در آغوش بگیرم.