برگردان به زبان ساده
دل برد دلبر و به دلم برنهاد داغ
دارد کنون ز حال من خسته دل فراغ
هوش مصنوعی: دلبر با جذابیت خود دل من را ربود و اکنون با این کارش در دل من حسرت و درد ایجاد کرده است. حالا من خسته و افسردهام و از این وضعیت ناامید شدهام.
بی روی دلفریب تو خون میرود دگر
اندر میان چشم و دل ای چشم و ای چراغ
هوش مصنوعی: به خاطر نبودن چهره زیبای تو، حالا دیگر میان چشم و دل، فقط خون جاری میشود، ای چشم و ای روشنی من.
عمری گذشت بر دلم ای عمر نازنین
کز تاب اشتیاق تو دارم به سینه داغ
هوش مصنوعی: سالهای زیادی بر من گذشته و ای عمر عزیز، من به خاطر اشتیاق به تو در دلم دردی سوزان دارم.
بی قد سرکش تو ز سروم چه حاصلست
بی روی دوستان چه کنم بوستان و باغ
هوش مصنوعی: حرف بیفایدهای درباره بیحسی و بیحالی تو نیست. بدون روی دوستان، چگونه میتوانم به سراغ گلزار و باغ بروم؟
گویند دوستان که به بستان رو و مرا
بی وصل جان فزات چه پروای باغ و راغ
هوش مصنوعی: دوستان میگویند به باغ برو، اما من به خاطر جدایی از تو چه اهمیتی به زیبایی باغ و درختان می دهم؟
ای روی مهوش تو قرار دل جهان
وای نکهت دو زلف تو آسایش دماغ
هوش مصنوعی: ای صورت زیبای تو آرامش دل من و تمام جهان است و بوی خوش دو موی تو، راحتی و نشاط روح من را فراهم کرده است.
سرما رسید و رونق بستان بشد کنون
بر جای بلبلان و بهارست پای زاغ
هوش مصنوعی: سرما آمد و زیبایی باغ از بین رفت. حالا در جای بلبلها و بهار، زاغ نشسته است.