برگردان به زبان ساده
دادم به دستت مسکین دل ریش
با تو چه گویم حال دل خویش
هوش مصنوعی: من دل شکسته و بینوا را به دستانت سپردم، حالا نمیدانم با این دل چه بگویم.
مسکین دلم شد ریش از جفایت
بر ریش دارم هر لحظه صد نیش
هوش مصنوعی: دل من به خاطر جفایی که به من کردی، رنجیده و آسیبدیده است. هر لحظه از دردی که به من میزنی، احساس جراحت میکنم.
سلطان حسنی از روی لطفت
رحمی بفرما بر حال درویش
هوش مصنوعی: ای پادشاه مهربان، از روی لطف و محبت خود بر حال درویش رحم کن و به او توجهی داشته باش.
عید رخت را ای نور دیده
جان را به قربان دارم درین کیش
هوش مصنوعی: عید تو را، ای روشنی چشمانم، جانم را فدای تو میکنم در این شخصیت و مذهب.
زار و نزارم از درد هجران
از حال زارم روزی بیندیش
هوش مصنوعی: من از درد جدایی به شدت رنج میبرم و حالتی پریشان دارم. روزی بیاندیش که چگونه به این حال من دچار شدهام.
بر من ستمها بیرون شد از حد
مپسند جانا آخر بیندیش
هوش مصنوعی: بر من ظلم و ستمهای زیادی رفته است، این را نپسند ای عزیز، در نهایت خوب فکر کن.
از بس که زاری کردم ز عشقت
بر من ببخشود بیگانه و خویش
هوش مصنوعی: به خاطر اینکه به خاطر عشق تو زیاد گریه و زاری کردم، حتی کسانی که به من نزدیک بودند و بیگانهها، دیگر به من چیزی نگفتند و از من گذشتند.
کار جهانی یکسر خرابست
مشنو نگارا قول بداندیش
هوش مصنوعی: دنیا در واقع دچار مشکل و خرابی است، پس به حرفهای کسانی که منفیاندیش هستند، گوش نده.