برگردان به زبان ساده
گر به جانی میفروشد وصل خویش
من ندارم نیم جانی نیز بیش
هوش مصنوعی: اگر کسی برای رسیدن به محبوبش جانش را هم فدا کند، من حتی نیمجان هم برای این عشق ندارم.
گر قبولش میکند قربان کنم
من دریغ از وی ندارم جان خویش
هوش مصنوعی: اگر او مرا بپذیرد، آمادهام تا جانم را برای او فدای کنم و از این کار هیچ ناراحتی ندارم.
مرهمی نه بر دل مسکین من
کز غم هجران دلی داریم ریش
هوش مصنوعی: درد و رنج دل غمزده من از دوری و فراق چارهای ندارد و هیچ درمانی برای آن وجود ندارد.
چون دلم ریشست در هجران تو
بر سر ریشم مزن زنهار نیش
هوش مصنوعی: وقتی که دلم در فراق تو شکسته است، خواهش میکنم بر من سختی نیاور و زخم نزن.
دل چو میدارم به عشقت دلبرا
آیت هجران تو خواندم ز پیش
هوش مصنوعی: دل من به عشق تو شبیه میباشد، ای محبوب؛ من نشانهی جدایی تو را از قبل خواندهام.
من ندارم خویش و گر باشد یقین
رحمت بیگانه به باشد ز خویش
هوش مصنوعی: من هیچ تعلقی به خودم ندارم، و اگر هم داشته باشم، مطمئنم که محبت و رحمت دیگران برایم از محبت خودم بیشتر است.
کیشم آن باشد که قربانش شوم
برنگردد تا جهان باشد ز کیش
هوش مصنوعی: عقیده و باور من به قدری قوی است که حاضر هستم جانم را فدای آن کنم و تا زمانی که دنیا برقرار است، پشت نگردم.