برگردان به زبان ساده
صبحدم نکهت صبا برخاست
مشک گویی که از خطا برخاست
هوش مصنوعی: صبح زود، عطر خوش نسیم به مشام میرسد، گویی مشک گرانبهایی از خواب برخاسته و بیدار شده است.
بوی زلفش سوی جهان آورد
وز جهان بانگ مرحبا برخاست
هوش مصنوعی: عطر گیسوان او به هر سو پخش شد و از گوشه و کنار جهان صدای خوشامد بلند شد.
دل ما با غم رخش بنشست
تا بتم از سر وفا برخاست
هوش مصنوعی: دل ما به خاطر غم چهرهات آرام گرفت تا زمانی که از سر محبت، وفا کردی.
دلم از جان گدای کوی تو شد
عاقبت زار و بی نوا برخاست
هوش مصنوعی: دل من به شدت برای تو و نزدیکانت تنگ شده و در نهایت به حالتی درمانده و بیصدا برخواستهام.
بوی پیمان او نمیآید
از سر عهد گوئیا برخاست
هوش مصنوعی: بوی وعده او دیگر به مشام نمیرسد، گویی که از آن عهد و پیمان دست برداشته است.
سرو قدّش خمید در بستان
نالهٔ خوش ز جان ما برخاست
هوش مصنوعی: در باغ، سرو بلند قامت خم شده و نالهای خوش از دل ما به گوش میرسد.
قول بیگانگان به جان بشنید
وز سر مهر آشنا برخاست
هوش مصنوعی: سخنهای بیگانگان را با دقت گوش کن و از روی عشق و محبت به آشناها اقدام کن.
عقل گفتا تو گوشه گیر ای دل
کاین نه بالاست کان بلا برخاست
هوش مصنوعی: عقل به دل میگوید: ای دل، چرا در گوشهگیر و کمرو هستی؟ این حالت تو از سر عجز و ناتوانی نیست، بلکه وضعیتی است که به خاطر مشکلات و دردها به وجود آمده است.
عاقبت بر جهان ترّحم کرد
دلبرم وز ره جفا برخاست
هوش مصنوعی: سرانجام، معشوقم به دنیای اطراف رحم کرد و از راه بدیها و ظلمها دست برداشت.