برگردان به زبان ساده
گرم بوسی دهی از لعل پُر نوش
غلامی گردم از جان حلقه در گوش
هوش مصنوعی: اگر لبان تو به من بوسهای از لعاب خوشایند دهند، من از جان و دل غلام تو میشوم و حلقهای در گوش خود میکنم.
که را باشد چنان چشم و لب و خد
که را آن عارض و زلف و بناگوش
هوش مصنوعی: چه کسی را چنین چشمان و لبها و خد و چه کسی را آن صورت و زلف و گوشهای زیبا وجود دارد؟
که دیده همچو تو ماهی کله دار
که دیده همچو تو سروی قباپوش
هوش مصنوعی: دیدهام مانند تو ماهی زیبایی که سرش مانند سر ماهی است و همچنین مانند تو سرو زیبایی که لباس قشنگی بر تن دارد.
مده خارم خدا را از گل وصل
مزن نیشم خدا را از لب نوش
هوش مصنوعی: به خداوند میگویم که مرا از گل وصل دور نکن، زیرا با این کار به من آسیب میزنی؛ چون لب نوش و شیرینی عشق را هم از من میگیری.
چو دیگ از آتش عشقت شب و روز
به یاد تو فرو ننشینم از جوش
هوش مصنوعی: مثل دیگی که به خاطر عشق تو همیشه در حال جوشیدن است، من هم هیچ وقت از یاد تو غافل نمیشوم و در هر لحظه به تو فکر میکنم.
ز سر بگذشت اشکم از فراقت
چه دانی سرگذشت ما شب دوش
هوش مصنوعی: از دوریت اشک من سرازیر شد، تو نمیدانی ما در شب گذشته چه بر ما گذشت.
چرا بار غمم بر دل نهادی
چرا کردی تو عهدم را فراموش
هوش مصنوعی: چرا بار ناراحتیام را بر دوش من گذاشتی و چرا عهد و پیمانمان را فراموش کردی؟