برگردان به زبان ساده
چرا کردی مرا از دل فراموش
گرفتی دیگری جز من در آغوش
هوش مصنوعی: چرا مرا فراموش کردی و در آغوش کسی دیگر هستی؟
نو پنداری که ما اینها ندانیم
به راهت ما همه چشمیم و هم گوش
هوش مصنوعی: نپندار که ما از این مسائل آگاهی نداریم؛ ما همواره به تو توجه داریم و تمام حواسمان به توست.
نه شرط مردمی باشد نه یاری
که در سختی کند یاری فراموش
هوش مصنوعی: نه اینکه انتظار داشته باشیم دیگران در سختیها کمک کنند یا اینکه از آنها توقع رفتار انسانی داشته باشیم، چرا که برخی در مواقع سختی یاری را فراموش میکنند.
چه پوشانی به رویت برقع ای دوست
نشاید کرد آتش زیر سرپوش
هوش مصنوعی: ای دوست، پوشاندن زیباییهای تو با حجاب کاری نادرست است؛ زیرا آتش عشق و احساسات زیر این پوشش نهفته است.
به هجران سوختم بنوازم از وصل
که گه زهر آید از زنبور و گه نوش
هوش مصنوعی: من از جدایی سوزندهام و امید دارم که لطف وصال نصیبم شود، چرا که گاهی از دوزخ طعنه میزنند و گاهی هم میتوان از شکرینیها بهرهمند شد.
به جان آمد جهان از بردباری
بگو تا کی شود در هجر خاموش
هوش مصنوعی: جهان از تحمل و صبر خسته شده است، بگو تا کی باید در فراق و جداییSilent بماند؟
بگفتا شربت هجران که تلخست
چو داری در قدح حالی تو می نوش
هوش مصنوعی: گفت شربت جدایی بسیار تلخ است، اما حالا که در جام تو قرار دارد، بنوش!