برگردان به زبان ساده
بیا تا در برت گیرم چو جان خوش
دهم در پای تو جانا روان خوش
هوش مصنوعی: بیا تا تو را در آغوش بگیرم، همچون جانم، که برای تو جانم را فدای تو میکنم.
به چوگان دو زلفم زن که چون گوی
دَوَم در پای اسبت سر دوان خوش
هوش مصنوعی: همچون گوی دوم که بر پای اسب میچرخد، زلفهای من را مانند چوب چوگان بزن، تا در این بازی شاداب و سرزنده باشم.
بیا در گلستان تا گوشه گیریم
که باشد موسم گل بوستان خوش
هوش مصنوعی: بیا به گلستان برویم و در جایی دنج و آرام بنشینیم، زیرا فصل گل آمده و بوستان بسیار زیبا است.
به سوی ما خرام ای جان که دانم
بود در پای سرو آب روان خوش
هوش مصنوعی: ای جان، به سمت ما بیا، زیرا من میدانم که در پای درخت سرو، آب زلال و روانی وجود دارد و به تو خوش خواهد آمد.
به بانگ بلبل و قمری سحرگاه
نگارا هست طرف گلستان خوش
هوش مصنوعی: در صبحگاه، صدای عاشقانه بلبل و قمری در کنار گلستانی زیبا به گوش میرسد.
نوای چنگ و عود و ناله نای
نباشد هیچ بی آن دلستان خوش
هوش مصنوعی: صدای چنگ و عود و ناله نای، بدون وجود آن دلبر خوش، هیچ ارزشی ندارد.
اگر باشد وصال دوست باری
که باشد آن همه با دوستان خوش
هوش مصنوعی: اگر امکان دیدار با دوست و محبوب فراهم شود، پس چرا با دیگر دوستان خوش نباشیم؟
فرو ریزد ز درد روز هجران
ز دیده اشک من چون ناودان خوش
هوش مصنوعی: از شدت درد و دوری و فراق، اشکهایم مانند بارانی سرازیر میشوند.
جهان در وقت گل خوش گشت لیکن
مبادا بی تو کس را در جهان خوش
هوش مصنوعی: در زمانی که دنیا در زمان شکوفایی گلها شادی و زیبایی زیادی دارد، اما امیدوارم که بدون تو هیچکس در این دنیا احساس خوشبختی نکند.