برگردان به زبان ساده
چند از جان کشم به دل بارت
خون من خورد چشم خون خوارت
هوش مصنوعی: چند بار باید به خاطر تو رنج ببرم و جان بگذارم، وقتی که چشمان تو این همه از من خون میمکد و مرا آزرده میکند؟
گرچه آزار من به جان طلبی
ما نخواهیم یک دم آزارت
هوش مصنوعی: هرچند که تو در پی آزار من هستی، اما ما هرگز نمیخواهیم که حتی یک لحظه هم تو را اذیت کنیم.
گر فروشی به جان غم رویت
میشوم در جهان خریدارت
هوش مصنوعی: اگر از محبت چهرهات بگذری، من در این دنیا به خاطر تو، خریدار جانم میشوم.
چون سکندر به وصل آب حیات
دیده مشتاق شد به دیدارت
هوش مصنوعی: مانند سکندر که به آب حیات دسترسی پیدا کرد، من نیز به شدت به دیدن تو مشتاق شدهام.
تو به خواب خوشی و من تا روز
شده حیران ز بخت بیدارت
هوش مصنوعی: تو در خواب خوشی به سر میبری، اما من تا روشن شدن روز در حیرت و فکر بخت بیدار تو هستم.
تو سر از ما کشیدهای چون سرو
ما جهان کرده در سر کارت
هوش مصنوعی: تو مانند درخت سروی از ما فاصله گرفتهای، اما با این حال، جهان را در فکر و سر خود جا دادهای.
ای دل خستهٔ حزین بیرون
نشد از سر هنوز پندارت
هوش مصنوعی: ای دل غمگین و خسته، هنوز این اندیشه از سرت بیرون نرفته است.