شمارهٔ ۷۷
جهان ملک خاتون
»
دیوان اشعار
»
غزلیات
»
شمارهٔ ۷۷
تا مهر رخ تو دل برانگیخت
بس چشمهٔ خون ز دیدگان ریخت
گویی ز ازل خدای بی چون
با مهر تو خاک ما برانگیخت
عشق رخت ای نگار گلبوی
با این دل تنگ ما برآمیخت
گم گشته دلم ولی جهانی
خاک در تو به دیده میبیخت
آن غمزهٔ آهوان شوخت
بس فتنه که در جهان برانگیخت
شمارهٔ ۷۶: در غم عشقت دل تنگم بسوخت
شمارهٔ ۷۸: دل از دوران گیتی شاد بادت
اطلاعات
وزن:
مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
قالب شعری:
غزل
منبع اولیه:
چکامه
تعداد ابیات:
5
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
تا مهر رخ تو دل برانگیخت
بس چشمهٔ خون ز دیدگان ریخت
هوش مصنوعی: زمانی که زیبایی چهرهات دل مرا تحت تأثیر قرار داد، چشمهای از خون از چشمانم جاری شد.
گویی ز ازل خدای بی چون
با مهر تو خاک ما برانگیخت
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که از beginning تا کنون، خداوند به خاطر محبت تو، ما را از خاک ایجاد کرده است.
عشق رخت ای نگار گلبوی
با این دل تنگ ما برآمیخت
هوش مصنوعی: عشق تو، ای زیبای گلبو، با قلب تنگ ما در هم آمیخته است.
گم گشته دلم ولی جهانی
خاک در تو به دیده میبیخت
هوش مصنوعی: دل من گم شده است، اما در این دنیای خاکی، همه چیز را به خاطر تو میبینم و در دلم میگذارم.
آن غمزهٔ آهوان شوخت
بس فتنه که در جهان برانگیخت
هوش مصنوعی: آن نگاه فریبنده و زیبای دختران جوان، چقدر در دنیا حوادث و آشوب به وجود آورده است.