برگردان به زبان ساده
در غم عشقت دل تنگم بسوخت
بی رخ تو دیده ز عالم بدوخت
هوش مصنوعی: در اندوه عشق تو، دل من به شدت ناراحت و دردناک شده است. بدون وجود تو، چشمانم از این دنیا به خاطر غم تو در حال اشک ریختن است.
نام رخت بردم و در بوستان
گل ز جفای رخ تو برفروخت
هوش مصنوعی: من نام زیبایی تو را با خود بردم و در باغ گل، از ظلمی که به چهرهات وارد شده، آتش به پا شد.
دل نتواند صنما در غمت
یک سر مویت به دو عالم فروخت
هوش مصنوعی: دل آدمی نمیتواند به خاطر غم تو حتی یک موی تو را به دو جهان بفروشد.
ای که چو پروانه به شمع رخت
زآتش عشقت پر و بالم بسوخت
هوش مصنوعی: ای کسی که مانند پروانه به دور شمع زیباییات میچرخم و به خاطر آتش عشقت جان و دل من آتش گرفته و سوخته است.
پیرهن وصل تو خیاط بخت
بر قد و بالای دل من بدوخت
هوش مصنوعی: پیرهنی که من به عشق تو پوشیدهام، خیاط تقدیر من آن را بر اساس قامت و احساسات من دوخته است.
خاک سر کوی تو آبم ببرد
آتش عشق تو جهانی بسوخت
هوش مصنوعی: خاک در سوی تو، من را به خود میکشد و آتش عشق تو باعث نابودی کل عالم شده است.