برگردان به زبان ساده
من از جام غمت مستم دگر بار
ز دست عقل وارستم دگر بار
هوش مصنوعی: من از نوشیدن درد و غم تو سرمست و شاد هستم و دیگر بار از تأثیرات عقل و اندیشه آزاد شدم.
مرا دل خسته بود از روز هجران
ببرد آن دلبر از دستم دگر بار
هوش مصنوعی: دل من به شدت از روزهای دوری خسته شده بود، اما اکنون آن محبوب دوباره از دستم رفته است.
من این دانم که آن یار گل اندام
به خار هجر خود خستم دگر بار
هوش مصنوعی: من میدانم که آن معشوق زیبا به خاطر جدایی و فراقش دوباره مرا خسته کرده است.
به وصلم دست نگرفت آن پری زاد
به زلف خویش پا بستم دگر بار
هوش مصنوعی: آن زیبای دلربا به من نپیوست و من دوباره با زلف خودم را به او گره زدم.
به باد عشق بردادم جهان را
چو خاک ره چرا پستم دگر بار
هوش مصنوعی: عشق مرا به جایی برد که برایم دنیا مانند خاکی در راه شده است، پس چگونه میتوانم بار دیگر از این حالت پایین بیایم؟
به دل بسیار بودم داغ هجران
به جان داغی نهادهستم دگر بار
هوش مصنوعی: من در دل به شدت احساس درد و رنج جدایی داشتم و این بار نیز بار دیگر بر جانم زخم جدیدی گذاشتم.
دلم بربود و رفت از پیش و جانم
به فتراک غمش بستم دگر بار
هوش مصنوعی: دل من را گرفت و رفت و جانم را دوباره به یاد غمش سپردم.