برگردان به زبان ساده
آنچه دل حزین من از جور او کشید
نه دیده دیده باشد و نه گوش کس شنید
هوش مصنوعی: دل غمگین من از سختیهایی که به دست او متحمل شده، نه کسی آن را دیده و نه کسی صدایش را شنیده است.
از دست جور بی حد و اندوه گریه گفت
از حد بشد تحمّل و جانم به لب رسید
هوش مصنوعی: از شدت ظلم و نابسامانی بسیار و غم و اندوه، آنقدر گریه کردم که دیگر تحملم تمام شد و جانم به لب آمد.
بر حال زار من دل سنگین بسوزدت
گر شرح آن دهم که دل خستهام چه دید
هوش مصنوعی: اگر من از حال بد و پر درد خود بگویم، دل سنگ تو هم به خاطر این مصیبت میسوزد؛ زیرا دل خستهام تجربیات تلخی را گذرانده است.
شرح غمش چگونه دهم شمّهای از آن
کاو رفت و دیگری به من خسته دل گزید
هوش مصنوعی: چگونه میتوانم احساس ناراحتیام را نسبت به او که رفته است توضیح دهم، وقتی که شخصی دیگر به من برای تسلای خاطر روی آورده است؟
درد دلم ببین تو که آن دلستان شوخ
مهر از من شکسته به یکبارگی برید
هوش مصنوعی: دردی که در دل دارم را ببین، تو که آن محبوب بازیگوش و دوستداشتنی، به یکباره دل مرا شکستی و از من جدا شدی.
مرغ دل ضعیف من اندر هوای دوست
از روی شوق از قفس سینه برپرید
هوش مصنوعی: پرندهی ضعیف دل من به خاطر علاقهاش به دوست، با شوق و اشتیاق از قفس سینهاش پرواز کرد.
بیچاره دل برفت به بازار عشق دوست
جان را به غم فروخت و غم عشق او خرید
هوش مصنوعی: دل درماندهای به دنبال عشق محبوبش رفت و جانش را با اندوه معامله کرد و در عوض، غم عشق او را به دست آورد.