برگردان به زبان ساده
در سرابستان جان تا قد او بالا کشید
سیل چشمم در فراقش میل بر دریا کشید
هوش مصنوعی: در دل بیابان، وقتی به یادش افتادم، چشمانم از اشک پر شد و دلم به شدت برای او تنگ شد.
وعدهٔ وصلم همی داد او به چشم نیمه مست
لیکن آب محبوب جان چون زلف خود در پا کشید
هوش مصنوعی: او با چشمانی نیمه مست وعده وصال میداد، اما عشق محبوب جانش مانند زلفش خود را در آب کشید.
گرچه گل را رنگ و بویی هست در فصل بهار
این دل محزون من بر روی شهرآرا کشید
هوش مصنوعی: هرچند که گلها در بهار رنگ و عطری دارند، دل غمگین من به زیباییهای شهر اشاره میکند و آن را به تصویر میکشد.
گرچه در زیباییش همتا نباشد در جهان
بس جفاها کاین دلم زان دلبر رعنا کشید
هوش مصنوعی: اگرچه زیباییاش در جهان همتایی ندارد، اما بسیار تلاش کردهام؛ زیرا دلم به خاطر آن معشوق خوشسیما میتپد.
سرو بستان گرچه بس رعناست بر طرف چمن
میل خاطرها بدان بالای سروآسا کشید
هوش مصنوعی: هرچند که درخت سرو در باغ زیبا و دلرباست، اما دلها به سمت آن بالا و بلندِ سرو جذب میشوند.
نام عشّاق جهان میدید بر اوج وفا
چون به نام ما رسید آنجا قلم بر ما کشید
هوش مصنوعی: عاشقان در سراسر دنیا وفاداری را میستایند و وقتی نام ما به میان میآید، قلم در آنجا بر ما نوشتهای میکشد.