برگردان به زبان ساده
جان من شکسته دل از غم تو به جان رسید
وز غم عشقت ای صنم کارد به استخوان رسید
هوش مصنوعی: عشق تو چنان بر من فشار آورده که قلبم شکسته و از غم تو به شدت رنج میکشم. درد و غم عشق تو به حدی رسیده که برایم غیرقابل تحمل شده است.
دل ز غمت شکسته شد جان به هوات بسته شد
ای دل و جان ز دست تو جان به لب جهان رسید
هوش مصنوعی: دل از غم تو شکسته و جانم به عشق تو وابسته شده است. ای دل و جان، دیگهام از دست تو به لب نزدیک شده و نفسام به تنگ آمده است.
جان برسد به لب مرا تا برسم به وصل تو
چون کنم ای نگار من در تو نمیتوان رسید
هوش مصنوعی: جانم به لب رسیده و تنها آرزویم رسیدن به وصالت است. اما نمیدانم چطور میتوانم به تو برسم، ای محبوب من.
صبر بُدی مرا سپر در غم روی تو ولی
جست ز شست تو روان بر دل ناتوان رسید
هوش مصنوعی: صبر و تحمل من باعث شده که در برابر غم روی تو مقاوم باشم، اما اشکهای من که از چهرهام روان میشود بر دل ضعیفم تاثیر میگذارد و به آن آسیب میزند.
نالهٔ بی شمار من در تو اثر نمیکند
گرچه ز جور عشق صد ناله بر آسمان رسید
هوش مصنوعی: فریادهای بیپایان من بر تو تأثیری ندارد، هرچند به خاطر زحمت عشق، صدها ناله به آسمان رسیده است.
غمزه تو چو ابروان راست چو شد به سوی من
سینه سپر کنم روان تیر چو از کمان رسید
هوش مصنوعی: چشمان زیبا و ابروهای کماندار تو که به من نگاهی میکنند، مرا وادار میسازد که با شجاعت و جرأت به پیش بروم، حتی اگر تیر محبت تو به دل من اصابت کند.
از سر خوان حسن تو بهره گرفته هر کسی
قسمت من ز عشق تو درد دل و فغان رسید
هوش مصنوعی: هر کس از زیبایی و محبت تو بهرهای برده، اما قسمت من تنها درد و نالههای عشق تو بوده است.