برگردان به زبان ساده
مرا وصال رخت ای نگار میباید
اگر مراد دل ما نمیدهی شاید
هوش مصنوعی: ای نگار، من به وصال و دیدار تو نیاز دارم. اگر نمیتوانی آرزوی قلب ما را برآورده کنی، شاید به کمترین چیزی که میخواهیم برسم.
نظر به روی تو کردن چو خوش بود تا روز
که عکس روی تو خواب از دو دیده برباید
هوش مصنوعی: نگاه کردن به چهره تو وقتی خوشایند است که تا روزی که تصویر صورتت خواب را از چشمانم بگیرد.
ببست جان و دلم دیده در خیال رُخت
مگر دری ز وصالت خدای بگشاید
هوش مصنوعی: جان و دلم را در خیال تو بستهام و تنها امیدم این است که شاید درِ وصالت به رویم گشوده شود.
ز لطف خویش بیاراست زیور حسنت
مشاطه کرمش آنچنان که میباید
هوش مصنوعی: به خاطر رحمت و لطف تو، زیباییهایت را به بهترین شکل آراستهام، همانطور که شایسته است.
به عشق روی چو ماهش صبور باش ای دل
ببین ز گردش ایام تا چه میزاید
هوش مصنوعی: ای دل، برای عشق چهرهی ماهش صبر کن و نگاهی به تغییرات روزگار بینداز که چه چیزهایی به وجود میآید.
دو دیدهٔ دل من از جهان خبر داری
که خون دیده ز هجران ز دیده پالاید
هوش مصنوعی: چشمان دل من از عالم آگاهند و میدانند که اشکهای من از دوری清یبم، چقدر دردناک و غمانگیز است.
بساز ای دل بیچاره با مراد جهان
نه آنچنان که بباید چنانکه میآید
هوش مصنوعی: ای دلِ بیچاره، با خواستهها و آرزوهای دنیایی که داری، بساز و کنار بیا؛ نه به گونهای که هر لحظه به سراغت میآید، بلکه به شکلی که باید و شایسته است.