برگردان به زبان ساده
شاد باش ای دل سرگشته که جان باز آید
بار دیگر به تن مرده روان باز آید
هوش مصنوعی: ای دل نگران، شاد باش که روزی دوباره جان به جسمی که مرده است بازمیگردد.
یارب این شب چه شبی باشد و این روز چه روز
کز درم صبحدم آن رشک جنان باز آید
هوش مصنوعی: خدایا، این شب چه شبی است و این روز چه روزی است که از دل این صبح، آن زیبایی که بهشت را میزند برمیخیزد.
محرمی نیست مرا نزد تو جز باد صبا
که کند حال دلم عرض و نهان باز آید
هوش مصنوعی: هیچ کس جز باد صبا نیست که بتواند حال و هوای دلم را به تو بگوید و رازهای درونیام را برایت بیان کند.
گِرد هجران امل تخم وفا کاشتهام
به امیدی که مگر آب روان باز آید
هوش مصنوعی: در غبار جدایی، من امیدی را همچون دانهای از وفاداری کاشتهام، به این امید که شاید روزی آب زنده و شاداب دوباره برگردد.
آن نگار ار چه ره جور و جفا پیش گرفت
دارم امید به لطفش که از آن باز آید
هوش مصنوعی: آن معشوق اگرچه در راه ظلم و ستم پیش میرود، من همچنان امیدوارم که به رحمتش بازگردد.
بعد صد سال اگر بر سر خاکم گذرد
به تن خاکی ما راحت جان باز آید
هوش مصنوعی: اگر بعد از صد سال بر سر مزار من گذر کنی، روح من که در این جسم خاکی بوده، دوباره آرامش خواهد یافت.
گوییا روز حسابست که جانم به امید
به سوی قالب تن رقص کنان باز آید
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که روز قیامت نزدیک است و جانم امیدوارانه به سوی بدنم بازمیگردد و در حالی که شاداب و رقصان است، به زندگیام برمیگردد.
به جهان چون بجز از غصّه ندارم حاصل
زود باشد که دل از کار جهان باز آید
هوش مصنوعی: در این دنیا، به جز از غصه و ناراحتی چیزی به دست نیاوردهام. به زودی دل از تمام این کارهای دنیوی خسته و رها خواهد شد.
چون روانم ز غم هجر روان گشت از تن
چه شود گر بر ما سرو روان باز آید
هوش مصنوعی: وقتی که روح من از غم جدایی رنج میبرد، چه اتفاقی خواهد افتاد اگر آن سرو زیبا دوباره به سوی ما بازگردد؟