برگردان به زبان ساده
امید بود که یار از سر وفا نرود
به جان خسته دلان بیش ازین جفا نرود
هوش مصنوعی: امید داشتم که محبوبم با وفا بماند و دیگر بر دلهای خستهام بیرحمی نکند.
اگرچه لعل لبت خون ما نهان میریخت
ز چشم مست تو باید که بر ملا نرود
هوش مصنوعی: هرچند لبهای زیبایت خون دل ما را به نمایش میگذارد، اما از چشمهای مست و ظاهرت نباید این راز فاش شود.
دلم برفت به یغمای آن دو چشم و دو زلف
چو مست و کافر و بی دین بُوَد چرا نرود
هوش مصنوعی: دل من تحت تأثیر آن دو چشم و دو زلف قرار گرفت، مثل شخصی که مست و بیدین است. حالا چرا نباید دل برباید؟
چنین که زلف تو بر روی چون مه آشفتهست
نسیم مشک تتاری بگو کجا نرود
هوش مصنوعی: زلف تو مانند ماه بر هم ریخته است و نسیم خوشبوی مشک در کجا میتواند برود؟
گمان نبود دلم کاو وفا کند با من
عزیز من نظر دوستان خطا نرود
هوش مصنوعی: من باور نداشتم که دل من بتواند به من وفادار بماند. عزیز من، دوستداران هیچگاه در قضاوتشان اشتباه نمیکنند.
سلام من که رساند بدان نگار شبی
چو در حریم وصالش بجز صبا نرود
هوش مصنوعی: سلام من به آن محبوبی که در شب به سراغش رفتم، به جز باد صبا کسی نمیتواند به او برسد.
صبا زمین ادب را ببوس و خدمت کن
بجز دعات بگو بر زبان ما نرود
هوش مصنوعی: ای نسیم صبح، زمین ادب را ببوس و به آن احترام بگذار، اما بگو که دعای ما بر زبان نرود.
مریض عشق تو شد در جهان دلم باری
یقین طبیب دل من که بی دوا نرود
هوش مصنوعی: دل من به خاطر عشق تو بیمار شده است و تنها درمانگر این دل عاشق، خود تو هستی که بدون توجه به تو، هیچ درمانی به کار نمیآید.
اگر به لطف نوازی دل حزین مرا
گدا ز درگه لطف تو پادشا نرود
هوش مصنوعی: اگر به مهربانی تو، دل غمگین من مورد توجه قرار نگیرد، پس هیچگاه از درگاه لطف و محبت تو، حتی به عنوان یک گدا نیز دور نخواهد شد.