برگردان به زبان ساده
خوش آن شبم که ز روی تو ماهتابی بود
امید صبح وصالم به آفتابی بود
هوش مصنوعی: شبهایی را که در کنار تو میگذرانم، به زیبایی شبی روشن و ماهتابی میمانند. امید دارم که در سپیدهدمی به وصال تو برسم و آن آفتاب، روشنیبخش زندگیام باشد.
خوش آن زمان که به روی تو برگشادم چشم
خوش آن دمی که به وصلت مرا شتابی بود
هوش مصنوعی: زمانی را دوست دارم که چشمم به چهرهات بیفتد و لحظهای را که با شتاب به وصالت برسم.
جمال روی تو را من نشان نیارم داد
چه جای این مگر آن خود خیال و خوابی بود
هوش مصنوعی: زیبایی چهرهات را نمیتوانم توصیف کنم، چون جای این کار فقط خود آن زیبایی به صورت خیال و خواب وجود دارد.
به راه بادیهٔ شوق و کعبه مقصود
زلال وصل تو جستیم و خود سرابی بود
هوش مصنوعی: در مسیر عشق و در جستجوی کعبهای که نمایشگر وصال تو باشد، ما به دنبال حقیقت رفتیم و در نهایت متوجه شدیم که تمام آنچه دیدهایم تنها سرابی بیش نبوده است.
طبیب درد مرا دید و شرح حال نگفت
عزیز من چه شد آخر تو را جوابی بود
هوش مصنوعی: پزشک بیماری مرا مشاهده کرد اما از حال و احوالم چیزی نگفت. عزیزم، چرا تو به من پاسخی ندادی؟
بریخت خون دلم گفتمش وبالت نیست
بگفت خون چنین ریختن ثوابی بود
هوش مصنوعی: دل من خون گریه کرد و به او گفتم که تو چه کارهای؟ او جواب داد که ریختن چنین خونهایی در واقع پاداشی است.
به سرزنش همه یاران محرمم گویند
جهان همیشه تو را رونقی و آبی بود
هوش مصنوعی: دوستان نزدیکم به من میگویند که همیشه در زندگیام خوشبختی و موفقیت بوده است.
چه شد که دل به غم روزگار بنهادی
جواب داد که آن موسم شبابی بود
هوش مصنوعی: چه شد که دل خود را به غم و اندوه زمانه سپردی؟ پاسخ داد: آن زمان، زمان جوانی و شادابی من بود.