برگردان به زبان ساده
آن کس که مرا از دو جهان یار گزین بود
برگشت ز عهد من و شرطش نه چنین بود
هوش مصنوعی: کسی که برای دو جهان، دوست و یار من شده بود، از وعدهاش برگشت و انتظارش این نبود.
دل بردی و بر آتش هجرم بنشاندی
امّید من و عهد تو ای دوست نه این بود
هوش مصنوعی: تو دل مرا بردی و من را در آتش فراق خود سوزاندی. امید من و قول تو ای دوست این نبود که به این روز بیفتم.
شادیم که جان در غم عشق تو بدادیم
زآن رو که غمت در دل من نقش نگین بود
هوش مصنوعی: ما خوشحالیم که جان خود را در راه عشق تو فدای کردهایم، چون غم تو مانند جواهری در دل من نقش بسته است.
گفتم که شبی دست به وصلم نگرفتی
گفتا چه کنم دشمن بدخو به کمین بود
هوش مصنوعی: در گفتگویی که داشتم، به معشوقم گفتم که چرا در شب وصال به من دست نزد. او پاسخ داد که چه میتوانم بکنم، که دشمنی بدجنس در کمین بود و باعث ترس و احتیاط او شده بود.
فریاد که یک دوست ندیدم به جهان من
دشمن چه توان گفت که یک روی زمین بود
هوش مصنوعی: فریاد که در این دنیا هیچ دوستی نمیبینم، حالا چطور میتوانم بگویم که یک دشمن بر روی زمین وجود دارد!
بگذشت و نظر بر من دلخسته نینداخت
هرچند که جانم ز غم عشق حزین بود
هوش مصنوعی: زمانی گذشت و او هیچ نگاهی به منِ ناامید نکرد، حتی با اینکه جانم پر از غم عشق و اندوه بود.
ما یک سر موی از سر مهرت نگذشتیم
برگشتی و با مات چه افتاد و چه کین بود
هوش مصنوعی: ما یک ذره از عشق تو را کنار نگذاشتیم و وقتی برگشتی، نمیدانیم چه بر سر ما آمده و چه غمی داریم.
هرچند که بدحال و پریشانم و غمگین
امید چنانست که بهبود من این بود
هوش مصنوعی: با وجود اینکه حال و روز خوبی ندارم و غمگین هستم، امیدی وجود دارد که بهبودی در انتظارم است.
ما جان و جهان در ره عشق تو نهادیم
دل بردی و گر جان ستدی بنده رهین بود
هوش مصنوعی: ما جان و تمام هستیم را در راه عشق تو گذاشتیم. اگر تو دل ما را ربودی و جانمان را بگیری، ما همچنان در بند تو خواهیم بود.