برگردان به زبان ساده
چون مرا با عشق تو دردی بُوَد
در میان ماجرا گردی بود
هوش مصنوعی: زمانی که من به عشق تو گرفتار شدم، دردی در وجودم احساس کردم و این درد تبدیل به ماجرایی شد.
بار عشق او به جان و دل کشد
در وفاداری اگر مردی بود
هوش مصنوعی: اگر مردی به واقعی عشق و وفاداری پایبند باشد، باید بار سنگین عشق او را با جان و دل تحمل کند.
بشکند بازار گرمم در وصال
در جهان هر جا که دم سردی بود
هوش مصنوعی: اگر در دنیا جایی پیدا شود که حسرت دیدار تو را داشته باشم و آنجا دل من از خنکی دلسرد شود، بازار عشق و محبت من خراب خواهد شد.
روی تو با ماه چون نسبت کنم
او که هرجایی و رهگردی بود
هوش مصنوعی: اگر بخواهم زیبایی تو را با زیبایی ماه مقایسه کنم، درخواهی یافت که آن ماه هم در هر جایی که برود، همچنان یکسان نمیماند.
راه عشقت را به مردی بسپرم
کوری آن کس که نامردی بود
هوش مصنوعی: عشق تو را به مردی میسپارم که اگر بیوفا باشد، باید کور باشد.
دل به دست دلبری افکندهام
جان فدای نازپروردی بود
هوش مصنوعی: دل را به دلبری سپردم و جانم فدای خواست و ناز او شده است.
بر دل بیچارهٔ من ره زده
هرکجا اندر جهان دردی بود
هوش مصنوعی: هر جا در دنیا دردی وجود دارد، آن درد بر دل بیچاره من سایه افکنده است.