برگردان به زبان ساده
چون دیدهام به هجر رخت پر ز خون بُوَد
ما را اگر دمی بنوازی تو چون بود
هوش مصنوعی: وقتی که به یاد جدایت هستم، چشمانم پر از اشک و غم است. اگر فقط برای لحظهای به من محبت کنی، حال من چگونه خواهد شد؟
مسکین دل ضعیف من ای نور دیدگان
با درد اشتیاق تو عضوی زبون بود
هوش مصنوعی: دل ضعيف و بیپناه من، ای روشنی چشمانم، به خاطر درد شوق تو، به حالتی ناتوان و بیدفاع درآمده است.
گفتم مگر شبی بنوازی مرا به لطف
نگذاردم که بخت بدم رهنمون بود
هوش مصنوعی: گفتم شاید شبی با مهربانی دلم را شاد کنی، اما بدشانسیام به من راهنمایی نکرد.
گشتم یقین و طالع خویش آزمودهام
بختم همیشه چون سر زلفت نگون بود
هوش مصنوعی: من به یقین رسیدهام و وضعیت آیندهام را بررسی کردهام، اما همواره سرنوشتم مانند موهای تو در هم و بینظم است.
مویی شد از خیال رخت تن ز روز هجر
کاهی شود اگرچه کُه بیستون بود
هوش مصنوعی: موی من به خاطر یاد تو سفید شده و بدنم از دوریات ضعیف گشته، حتی اگر چه کوه بیستون محکم و استوار باشد.
بگذار کاین دلم ز فراقت حزین شود
چون از زبان من به تو صد آفرین بود
هوش مصنوعی: بگذار دلم به خاطر دوریات غمگین شود، زیرا همواره از زبانم تو را ستایش میکنم.
چون قامتت بگو سخنی راست، کج مگو
تا کی قدم ز بار فراقت چو نون بود
هوش مصنوعی: وقتی که قامت تو زیبا و رعایت شده است، سخنی راست و صادقانه بگو و دروغ نگو. تا کی باید مانند نونی باشد که عذاب جدایی تو را تحمل کند؟