برگردان به زبان ساده
گر کسی را درد بی درمان بود
از لبت درمان او آسان بود
هوش مصنوعی: اگر کسی دردی بیدرمان داشته باشد، تنها با کلام تو میتواند درمانش را بیابد.
قطرهای زان چشمهام بر لب چکان
اعتمادی نیست تا بر جان بود
هوش مصنوعی: من نمیتوانم به قطرهای از آن چشمه اعتماد کنم، زیرا بر جان من تاثیر نخواهد گذاشت.
دیدهٔ جان بربدوزم از رخت
گر جهانی سر به سر پیکان بود
هوش مصنوعی: اگر من بخواهم نگاهی به تو بیندازم، حتی اگر تمام دنیا پر از تیرکمان و خطر باشد، جانم را فدای تو میکنم.
تو همه جانی که دل بردی ز ما
با تو ما را چون سخن در جان بود
هوش مصنوعی: تو تمام وجود ما هستی و وقتی دل ما را از ما گرفتی، حالا ما هم مثل سخنی که در جان دارد، به تو وابستهایم و با تو پیوند خوردهایم.
یک دمک ای دیده خون دل مریز
مردمی کن مردمم مهمان بود
هوش مصنوعی: ای چشم، یک لحظه خون دل را نریز، زیرا که من هم انسانی هستم که مهمان این دنیا هستم.
چون زنان زنهار بدعهدی مکن
عشقبازی عادت مردان بود
هوش مصنوعی: زنها به کسی که به آنها اعتماد کنند، پشت نمیکنند. عشق ورزی و وفاداری ویژگی مردان است. پس مراقب باش که گرفتار بیوفایی نشوی.
از شراب عشق خویشم مست کن
زآنکه مستی عادت رندان بود
هوش مصنوعی: مرا با عشق شگفتانگیز مست کن، زیرا مستی رندها عادتی است که همیشه با آنهاست.
این دل بیچارهام در هجر تو
تا به کی در عشق سرگردان بود
هوش مصنوعی: این دل بیچاره من چقدر باید در غیبت و دوری تو سرگردان و دلزده باشد؟
راست میپرسی چو سرو قامتت
بی رخت بر ما جهان زندان بود
هوش مصنوعی: وقتی که با ظاهری بینقص و قامت زیبا به ما نگاه میکنی، درست میپرسی که آیا دنیا بدون تو مانند زندانی میماند.