برگردان به زبان ساده
بی رخ تو نمیتوانم بود
زآنکه وصل تو چون روانم بود
هوش مصنوعی: بدون چهرهٔ تو نمیتوانم زندگی کنم، زیرا پیوند تو مانند جان من است.
دیدن روی تو به جان جستم
تا مرا طاقت و توانم بود
هوش مصنوعی: من برای دیدن چهرهات به جان و دل خودم تلاش کردم، تا زمانی که قدرت و توانم اجازه میدهد.
دل ببردی و ترک ما گفتی
بر تو ای جان کی آن گمانم بود
هوش مصنوعی: دل مرا بردی و گفتی از ما دور شو، اما ای جان، هرگز فکر نمیکردم که این چنین خواهد بود.
آن قد همچو سرو و آن لب لعل
مونس جان ناتوانم بود
هوش مصنوعی: او به قد و قامتش اشاره دارد که مانند سرو زیبا و بلند است و لبهایش به رنگ گلی لعلین میباشد، و این زیباییها برای جان ناتوان من مونس و تسکیندهنده است.
بر سر کوی هرکه بگذشتم
از غم عشق داستانم بود
هوش مصنوعی: هر جا که در خیابانها و کوچهها راه میروم، غم عشق و قصهام در انتظارم است.
به سر و جان تو که با غم عشق
خاطری فارغ از جهانم بود
هوش مصنوعی: با سر و جان تو، که به خاطر درد عشق، من از دنیا بیخبر بودم.
فاش شد در جهان تو تا دانی
با تو سرّی که در نهانم بود
هوش مصنوعی: در دنیا مشخص شد که رازی وجود دارد که من سالها پنهانش کرده بودم تا تو از آن باخبر شوی.
بر من خسته دل کناره گرفت
دست سروی که در میانم بود
هوش مصنوعی: دلی درمانده و غمگین را از کنار خود دور کردم، همانطور که درخت سرو که در میانه زندگیام بود، از من فاصله گرفت.
تو ز من فارغ و من از غم تو
همه شب سر بر آستانم بود
هوش مصنوعی: تو به راحتی مشغول زندگیات هستی و من هم تمام شب فقط بر درگاه تو نشستهام و در غمِ دوریات فکر میکنم.