برگردان به زبان ساده
یاری که همه میل دلش سوی وفا بود
برگشت و جفا کرد و ندانم که چرا بود
هوش مصنوعی: دوستی که همیشه به وفاداری و محبت معروف بود، ناگهان به من خیانت کرد و نمیدانم چرا اینطور شد.
بر حال من دلشدهٔ زار نبخشود
این نیز هم از طالع شوریدهٔ ما بود
هوش مصنوعی: دل شکسته و زار من را کسی نبخشید و این هم ناشی از سرنوشت آشفته و بدشانس ما بود.
از هجر تو هرچند که کردیم شکایت
با وصل تو گویی نفس باد صبا بود
هوش مصنوعی: هرچند از دوری تو ناراحتی و شکایت کردیم، اما وقتی به نزدیکیات رسیدیم، انگار همهی آن ناراحتیها به همان نرمی و لطافت نسیم صبح گوارا بود.
آن عهد که بستی و دگر بار شکستی
حقّا که نه از پیش من از پیش شما بود
هوش مصنوعی: عهد و پیمانی که با هم بسته بودید و حالا آن را شکستهاید، واقعاً این امر نه تنها به دست من، بلکه به دست شما نیز صورت گرفته است.
یک لحظه ز شادی جهان شاد نگشتم
تا دامن وصل تواَم از دست رها بود
هوش مصنوعی: هرگز نتوانستم برای یک لحظه هم از خوشحالی زندگی لذت ببرم، تا زمانی که پیوند و ارتباط من با تو قطع نشده بود.
من شکر وصال تو نمیگفتم اگرنه
آن دولت و شادی که مرا بود که را بود
هوش مصنوعی: اگر من خوشحالی و شادی ناشی از بودن تو را بیان نمیکردم، به خاطر این است که آن لذت و خوشی متعلق به کسی دیگر است و در حقیقت، خودم آن را تجربه نمیکردم.
از رشک قبا میشد پیراهن دلها
روزی که میان من و دلدار صفا بود
هوش مصنوعی: در روزهایی که میان من و محبوبم ارتباطی صمیمانه و پر از محبت وجود داشت، حسادت و زیبایی این لحظات باعث میشد که عشق و وابستگیام نسبت به او به اوج برسد.
مسکین دل من قید سر زلف بتان شد
دیوانه به زنجیر کشیدند و سزا بود
هوش مصنوعی: دل بیچاره من به خاطر موهای پیچ در پیچ معشوقهها به دام افتاد و به خاطر این عشق دیوانهوار، به زنجیر کشیده شدم و این مجازات برایم شایسته بود.
گویند که سلطان جهان بنده نوازست
با ماش ندانم که چرا میل جفا بود
هوش مصنوعی: میگویند که پادشاه جهانی مهربان و دلسوز است، اما نمیدانم چرا به سوی بدرفتاری تمایل دارد.